7 . رتق ( زلق )
چيزى زائد از قسم عضله يا غشاى صفاقى صلب كه از فم فرج ( دهانه واژن ) يا ما بين فرج و فم رحم ( قسمت داخلى واژن ) يا از فم رحم ( دهانه سرويكس ) بيرون مىآيد . « 1 » آنچه كه بر فم فرج بود ، منع مىكند ايلاج ( داخل كردن ) را ؛ يعنى درآمدن قضيب را . آنچه ما بين فرج ( واژن ) بود ، منع مىنمايد دخول تام ( نزديكى به شكل كامل ) را . آنچه بر فم رحم بود ، منع دخول نمىكند ، اما مانع حبل « 2 » و خروج طمث است ، به شرطى كه عديم المنفذ « 3 » باشد .
گاهى قرحهاى در فم رحم ايجاد مىشود كه وقتى مندمل « 4 » شد ، اندمال آن باعث فساد افواه عروق مىگردد و گوشت اضافه آورده و مجرا مسدود مىشود ؛ و گاهى در اصل خلقت ( از ابتدا ) منفذ پيدا نباشد ؛ اگر مادرزادى باشد ، اصلًا از ابتدا حيض صورت نمىگيرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . طب اكبرى ، ج 2 ، رويه 91 .
( 2 ) . به دليل عدم ورود منى به رحم مانع آبستنى است .
( 3 ) . عديم المنفذ : بدون سوراخ .
( 4 ) . مندمل : ترميم .
( 5 ) . اكسير اعظم ، ج 3 ، رويه 659 ؛ طب الاكبرى ، ج 2 ، رويه 85 .