« چرا چون آن را شنيديد ، مردان و زنان مؤمن در حق خويش گمان نيك نبردند و نگفتند كه اين تهمت آشكارى است » . « 1 »
« اى مؤمنان از بسيارى از گمانها پرهيز كنيد ، چراكه بعضى از گمانها گناه است ، و [ در كار ديگران ] تجسس مكنيد ؛ و كسى از شما از ديگرى غيبت نكند ؛ آيا هيچكدام از شما خوش دارد كه گوشت برادر مردهاش را بخورد ، كه از آن تنفر داريد ؛ و از خداوند پروا كنيد كه بىگمان خداوند توبهپذير مهربان است » . « 2 » مراد از گمان در اين آيه - همانطور كه مرحوم علامه نيز فرموده است - بدگمانى است . بههرحال توصيه به مثبتانديشى و پرهيز از منفى نگرى صبغه و سابقه قرآنى و اسلامى دارد .
اما نكتهء دوم - كه بيشتر مورد توجه پژوهش حاضر مىباشد - اين است كه در معارف اسلامى مثبتانديشى داراى جايگاه و موقعيتى بس رفيعتر ، وسيعتر و قابلاعتمادتر از اين بحث در دانش روانشناسى است .
تأثير مثبتانديشى و خوشبينى از منظر مباحث امروزى ، تنها به خاطر كسب روحيه عالى در جهت حركت به سوى هدف و استقامت در مسير آن است . در اين نگرش مكانيسم اين نوع درمان . ايجاد نيرو و روحيهاى قوى است ؛ تا قدرت و توان آدمى بيشتر گردد و يا باعث ايجاد نيروهاى نامرئى بسيار محدود مىشود ؛ اما در فرهنگ غنى اسلامى ، اين خوشبينى تا نگرش مثبت به خداى تعالى اوج مىگيرد . يعنى بايد نسبت به يك نيروى بيكران و مهربان نيز كه همه چيز در قدرت اوست ، مثبت بنگرى . اين نگاه ، تنها باعث ايجاد نيرويى از قبيل آن نيروهاى محدود ذكر شده ، نمىشود ؛ بلكه باعث حمايت همان نيروى نامتناهى خواهد شد .
به عبارت ديگر فردى كه نسبت به خداى تعالى مثبتانديش است ، از نيروى بيكران الهى براى رسيدن به هدف خود بهره گرفته است و اساسا اصل مقايسه بين مثبتانديشى
هامش
( 1 ) . نور / 12 .
( 2 ) . حجرات / 12 .