واژههاى كليدى :
اضطراب ، اضطراب مثبت ، اضطراب منفى ، اطمينان ، آرامش ، خشيت ، ترس .
مقدمه :
امنيت و آسايش ، اطمينان و آرامش ، مفاهيمى اميدبخش و شادى آفرينند . اضطراب و دلهره براى انسان هيچگاه مفرح و لذتبخش نبوده است ؛ بلكه مدام جامعهء انسانى را تهديد كرده و رنجانده است . لذا تأمين امنيت و آرامش روحى براى قشرهاى مختلف در هر كشورى از مسائلى است كه فكر و انديشه بسيارى از متفكران و دولتمردان را مشغول خويش ساخته و هزينههاى هنگفتى را به خود اختصاص داده است .
از علوم مختلف روانشناسى و روانپزشكى تا كانونهاى مشاوره و رواندرمانى ، همه و همه به نوعى سعى در تأمين همين هدف يعنى اضطرابزدايى و ايجاد آرامش در افراد و جوامع دارند ؛ و امروزه متأسفانه به قدرى ترس و اضطراب در جهان اطراف يافت مىشود كه ديگر براى بيان ناكامىها ، جنايتها و خودكشىهايى كه ريشه در اين ترس و اضطراب دارد ، نيازى به استدلال و آمار نيست .
اما براستى علت اين ترس و اضطرابها چيست ؟ ريشهء اضطراب را در كجا بايد جستجو كرد ؟
قطعىترين و مطمئنترين شيوهء درمان چيست ؟ چگونه مداوايى همراه درمان ، عوارض جانبى و پيامدهاى منفى به دنبال نخواهد داشت ؟
تمام تلاشها و كوششهايى كه امروزه از سوى روانشناسان و روانپزشكان صورت مىگيرد ، تكيهگاهى فراتر از تجربه و فهم بشرى نداشته است . حوزهء اين فعاليتها تنها در تفكر و تجربهء محدود انسانى خلاصه شده لذا از آفات و نقائص آن نيز در امان نبوده است ؛ و اين همه در حالى است كه هنوز هم نظريهها در حال تغيير و تحولاند .
ازاينرو ، مىبايست به دنبال دستاويزى مطمئنتر و ماندگارتر بود . دستآويزى كه فراتر از فهم و تجربهء بشرى كارايى داشته باشد ؛ تا از نواقص آن مصون ماند ؛ و چه منبعى داراى اين ويژگى است به جز كلام وحيانى ؟