انسانها مىتوانند از اين منابع به مقدار لازم استفاده كرده و خدا را اطاعت كنند و در عوض خداوند هم طبيعت را براى آنها محافظت و غنى مىكند ، را بايد مورد نقد قرار داد .
همه اديان ، مكاتب ، انديشهها و فلسفههاى اجتماعى بر نگرشى جهانى تكيه دارند و اهداف اين روشها و بايدها و نبايدها از اين نگرش حاصل مىشود ، اين نگرشها زمانى كه به وسعت و استحكام فكرى برسند مىتوانند ايدئولوژى شوند اصل اوليه جهانبينى اسلامى نظريه توحيد است . از نظر توحيدى همهء اشياء آيه الهى و شاهدى بر وجود او هستند . تمام عالم نيز مخلوق خواست الهى و با هدفى الهى به وجود آمده است . انسان نيز يكى از اين مخلوقات مىباشد كه خليفه خدا و آزاد در به كار بردن و مصرف منابع است . خليفه است چراكه خداوند از روح خود در جسم آدمى دميد در ميان مخلوقات ، انسان بىنظير است و در اين ميان چيزى كه او را متمايز مىكند ، قبول كردن امانت الهى است كه به او عرضه شده و ديگر مخلوقات از پذيرفتن امانت سر باززدهاند . گرچه اين امانت بزرگ ، امكانات و آزادىها و مسئوليتهايى را براى انسان بوجود مىآورد ، اما بههرحال از امانتدار انتظار مىرود كه مسئوليت خود را به خوبى انجام دهد . كنترل امور و امانتدارى طبيعت و بقيه موجودات قسمتى از اين امانت است و انسان بايد نشان دهد كه نه تنها بهعنوان يك امانتدار بلكه بهعنوان يك خليفه خدا نسبت به اين امانت توجه دارد . اما به درستى كه انسان غير منصف و نابخرد است .
طبيعت بهعنوان يك امانت براى انسان است نه چيزى ديگر و انسان همراه با به دست آوردن تقواى الهى حق چيره شدن را دارد بدون اينكه مقاومتى و جنگى در برابر آن داشته باشد و انسان نبايد از قدرت ، توانائيها ، استعدادها و حقوقش بدون در نظر گرفتن مسئوليتش در امانتدارى ، از امانت بد استفاده كند . وحى و شريعت نيز براى راهنمايى انسان در بجا آوردن همان امانتدارى آورده شده است .
انسان بهعنوان خليفه ، به جاى عمل در جهت سودمندى براى خدا ، سلسلهاى از ارزشها را ايجاد كرده است كه نتيجه آن سلطه بر طبيعت به جاى حفاظت و حمايت از آن از ديدگاه امانت دارى الهى است . انسان خود را در حد غلبهكننده بر طبيعت بالا برده است و به صورت ذهنى
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص٣٧٨