نكته قابل توجه ديگر اينكه در مطالعهاى كه توسط
Mercan N
و همكاران در مورد فعاليت آنتى بيوتيكى نمونههاى مختلف عسل در تركيه انجام شد مشخص گرديد كه عسل تهيه شده از منطقهء
Izmir
بيشترين تاثير را بر روى اشرشياكلى و استافيلوكوك آرئوس ( و نه كانديدا آلبيكنس ) دارد درحالىكه عسل تهيه شده از منطقه
Mugla
بيشترين تاثير را روى كانديدا آلبيكنس دارد . در مطالعه
Frans
و همكاران نيز تاثير مهاركنندگى سه نوع عسل به كار گرفته شده بر روى رشد كانديدا آلبيكنس متفاوت بود . اين محققان بيان داشتهاند كه درجات متفاوت مهاركنندگى در اين عسلها به احتمال زياد به علت تفاوت فاكتورهائى است كه در گياهان مختلفى كه عسل از آنها بدست مىآيد ، وجود دارد . ( 5 ) اين توجيه به نظر منطقى مىرسد چراكه با توجه به اينكه حتى يك نوع گياه در مناطق مختلف گونههاى متفاوتى دارد ، اينگونهها تركيبات مختلفى داشته و لذا عسل حاصل از گياهان در مناطق متفاوت ، يكسان نخواهد بود و لذا اثرات بيولوژيكى آنها نيز باهم تفاوت خواهد داشت . اين نكته بسيارى از تفاوتهاى حاصل از نتايج تحقيقات متعدد را به خوبى توجيه مىنمايد . . مضاف به اينكه روشهاى آزمايشگاهى به كار گرفته شده و سوشهاى مورد بررسى كانديدا در تحقيقات ممكن است متفاوت باشد كه خود مىتواند نتايج متفاوتى را ايجاد نمايد .
در مطالعه ما در هر دو نوع عسل به كار گرفته شده تقريبا نتايج يكسانى بدست آمد . از اين مسئله شايد بتوان اين نكته را استنتاج نمود كه آنچه در خاصيت ضد كانديدائى عسل نقش دارد درصد كلى قندها و ميزان اسمولاريته آن است نه نسبت قندهاى آن .
نتيجهگيرى و پيشنهادها :
در مجموع اگر چه تاثير عسل در مهاركنندگى رشد كانديدا آلبيكنس بهطور كامل نبود ولى با غلظت 80 % در حد زياد و با غلظتهاى 75 ، 85 ، 90 و 95 % در حد متوسطى توانست از رشد اين قارچ جلوگيرى نمايد . بههرحال با توجه به نتايج و بحث براى رسيدن به اطلاعات كاملتر ، تحقيقات تكميلى زير پيشنهاد مىشود .
1 - انجام مطالعهاى در مورد تاثير عسل بر روى كانديدا آلبيكنس بدست آمده از ايزولههاى انسانى ( از جمله ترشحات واژن )