در مطالعه
B . ukrra L
در مورد تاثير عسل و نشاسته بر روى كانديدا آلبيكنس و آسپرژيلوس نيز حد اقل اثر مهاركنندگى عسل بر روى كانديديا در غلظتهاى 42 و 46 % بود كه پس از افزودن نشاسته به عسل حد اقل اثر مهاركنندگى آن به 28 و 38 % كاهش يافت . اين محققان حدس مىزنند كه آميلاز موجود در نشاسته به علت افزايش خاصيت اسموتيك عسل اثر ضد كانديدائى عسل را افزايش مىدهد . ( 14 ) اين مسئله نقش قندها و اكسيداسيون آنها در خاصيت ضد ميكروبى را نيز تقويت مىكند .
در مطالعه ديگرى كه تحت عنوان پتانسيل ضد ميكروبى عسل بر روى نمونههاى ميكروبى ايزوله شده از انسان توسط
Noori
و
Al - Walli
در امارات متحده عربى انجام شد ، حد اقل غلظت عسل موثر در جلوگيرى از رشد كانديدا ، 70 % بود . ولى عسل 80 % زمانى كه بين ساعتهاى 6 - 2 بعد از تلقيح كانديدا به محيط كشت اضافه شده بود توانست بهطور كامل رشد كانديدا را مهار نمايد . اگر چه كه در ادامه كار وقتى از همين محيط كشت حاوى عسل 80 % نمونهاى گرفته و مجدد كشت شد كانديدا رشد كرده بود . به عبارتى در اين مطالعه نيز عسل فقط خاصيت توقف و يا كند كردن رشد كانديدا را داشته است نه خاصيت كشندگى .
علاوه بر اين محققان اين تحقيق بيان داشتند كه وقتى عسل در ساعتهاى مختلف بعد از تلقيح اضافه شده بود ميزان رشد كانديدا متفاوت بود بدين معنا كه زمان اضافه شدن عسل به محيط كشت در ميزان اثر مهاركنندگى آن موثر بود . ( 22 ) شايد اين مسئله بتواند تفاوت موجود در اين مطالعات را با مطالعه ما بيان نمايد .
در مطالعه ما با افزايش غلظت بعد از 80 % خاصيت مهاركنندگى عسل كاهش يافت . اين نتيجه در مطالعه
Al - Waili
و همكاران نيز وجود داشت . ( 19 )
Frans
اعلام مىدارد كه قارچها در مقابل عسل با اسمولاريته بالا مقاومتر از باكتريها مىباشند . اين كاهش ميزان تاثير با افزايش غلظت مشابه تاثير الكل است كه براى بدست آوردن بيشترين تاثير ضد ميكروبى آن را تا حد 75 % رقيق مىكنند .