است كه اين دستور نيز هنوز ، با دستور قرآنى ، كمى متناقض به نظر مىرسيد . تا اينكه آخرين تلاشهاى بشر براى بررسى هرچه بيشتر محتويات شير مادر و شناسايى اجراى آن به نتيجه رسيد و كار به آنجا كشيد كه سرانجام در سالهاى اخير ، علم به اين حقيقت اعتراف كرد كه شير مادر ، آن هم تا دو سال ، ضرورىترين ، اساسىترين و حياتبخشترين نياز كودك بهشمار مىآيد و محروميت كودك از شير مادر ، او را در معرض طيف بسيار وسيعى از بيماريهاى جسمى و روانى ، قرار مىدهد و آيات شكوهمند قرآن و فرمايشات معصومين ( ع ) در اين مورد همچنان استوار و درخشان برجاى خود بود . با اين مقايسه مىتوان نتيجه گرفت كه وقتى يكى از سادهترين دستورهاى قرآنى تا بدين حد در تأمين سلامت كودكان نقش دارد ، دستورات موكد و مكرر آن ( مثل نماز ) تا چه اندازهاى مفيد و سودمندند . واقعيت اين است كه سودمندى نماز براى سلامت جسمى كودكان ، به وضوح قابل مشاهده است . از جمله اينكه با پايبندى به نماز در جامعه ، مىتوان به راحتى با آن گروه از بيماريهاى مادرزادى بسيار شايع در نوزادان كه بر اثر فسادهايى مانند اعتياد ، الكليسم ، بيماريهاى مقاربتى و . . . بوجود مىآيند مبارزه نمود .
كودكآزارى كه بخش مهمى از علل بسترى و مراجعه كودكان به مراكز پزشكى و روان پزشكى را تشكيل مىدهد ، در پرتو نماز و در جامعه نمازگزار ، بىمعنى به حساب مىآيد .
از آنجا كه بخش عمدهاى از بيمارىهايى عفونى شايع در كودكان از جمله حصبه ( تيفوئيد ) ، فلج اطفال ، هپاتيت
A
و . . . از طريق مدفوعى - دهانى انتقال مىيابند مىتوان با آموزش وضو به كودكان كه در واقع نوعى آموزش پاكيزگى و طهارت است . از ميزان بروز و شيوع اين بيماريها به شدت كم نمود . همانطور كه امروزه در ممالك پيشرفته غربى ، آموزش شستن دستها قبل از صرف غذا ( كه اتفاقا با اوقات نماز ، تقريبا مقارنت دارد ) از اصول اوليهاى است كه به كودكان ، در مدارس ابتدايى ، آموزش داده مىشود .
علاوه بر محاسن جسمى بسيار متعددى كه از زندگى يك كودك در يك خانواده مومن و نمازگزار ، براى او حاصل مىشود ( از جمله اينكه مادر مومن كودك ، با اقتداى به قرآن و سخن معصومين ( ع ) كودكش را تا دو سال كامل شير مىدهد و اين وظيفه بىنهايت بزرگ