منازعه بين علم و دين مىنويسد : ( اروپاى كنونى از نظر ذوق و تمدن و رونق بالاتر و بهتر از مراكز اندلس در عهد اسلام نيست زيرا خيابانهايشان با نورهاى خيرهكننده و روشن و با زيباترين سنگفرشها پوشيده شده و خانههايشان با فرشهاى زيبا مفروش بود .
زمستانها خانهها را با مجمر گرم مىكردند و تابستانها به وسيله گذراندن هوا از ميان ظرفهاى پر از گل اتاقها را با نسيم معطر تهويه و خوشبو مىساختند . شهرهاى آنها داراى حمام ، كتابخان ، مهمانخانه و منابعى براى آب گوارا بود . در اين زمان خانهها در پاريس و لندن از چوب و گل آميخته با كاه و نى مىساختند و خانههايشان منفذ و روزنه نداشت و فرش براى آنها مجهول بود و به جاى آن بر روى زمين كاه پهن مىكردند مردم اروپا معناى نظافت را نمىدانستند و مدفوعات حيوانات و آشغال آشپزخانهها را جلوى اتاقهاى خود مىريختند و بوى تعفن و مسمومكننده از آن بلند بود ) و يا ( گوستاولوبون ) در كتاب تاريخ تمدن عرب و اسلام مىگويد : ( مسلمانان اسپانيا به اندازهاى در نظافت مقيد بودند كه ممكن بود يك نفر از طبقه سوم اجتماع با پول ناهار خود صابون بخرد و ناهار نخوردن را ترجيح دهد بر اينكه با لباسهاى كثيف بيرون برود به همين جهت آن روز كه مسيحيان بر اسپانيا غلبه كردند و بنا شد به دستور اسقف اعظم طليطله ، مسلمانان را با زن و فرزند از دم شمشير بگذرانند ، يكى از نشانههايى كه محكمه تفتيش عقايد به وسيله آن مسلمين را مىشناخت پاكيزگى و نظافت بود . زيرا مسلمين به نظافت بدن و لباس و اثاثيه خود زياد اهميت مىدادند و به آن عادت كرده بودند درنتيجه در ميان مسيحيان كثيف و آلوده ، شناخته شده بودند ) لذا ملاحظه مىكنيم كه در آن زمان رعايت دستورات بهداشتى قرآن و توصيه هاى اكيد رسول خدا ( ص ) در مورد نظافت و پاكيزگى كه طهارت را نيمى از ايمان مىشمردند « الطهود نصف الايمان » . نزد مسلمانان چنان اهميتى يافته بود كه به گفته ( ژوزف ماك كاب ) در كتاب عظمت مسلمين در اسپانيا : ( مسلمان ، اگر يك دينار بيشتر در دست نداشته باشد ، حاضر است غذا تهيه نكند و با آن پول ، صابون خريده ، پاكيزگى و نظافت خود را
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص١٧٦