احتمال دوام استعمال سيگار در دختران بيشتر از پسران بوده است ( 12 ) . با توجه به قبح كشيدن سيگار توسط دختران جوان در فرهنگ ايرانى ، حتى مصرف 6 درصدى نيز درخور توجه است . در اين مطالعه ، ميانه سن شروع مصرف سيگار در پسران 17 و در دختران 18 سالگى بود كه در مطالعهاى كه در دانشجويان آمريكا به عمل آمد نيز ارقام مشابه بدست آمد ( 4 ) . به عبارت ديگر شايد بتوان گفت 50 درصد آنان پس از اتمام تحصيلات مدرسه ، سيگار را شروع كردهاند و اين موضوع اهميت برنامهريزى براى پيشگيرى از مصرف سيگار در مقاطع دانشگاهى را گوشزد مىنمايد .
براساس تحليل يك متغيره ، مصرف سيگار در كسانى كه مشاركت بيشترى در فعاليتهاى مذهبى داشتند بهطور معنىدارى كمتر بود ( جدول 1 ) . به طور مثال 7 / 13 درصد كسانى كه مطالعه قرآن در حد زيادى داشتند سيگار مىكشيدند درحالىكه اين رقم در كسانى كه اصلا قرآن نمىخواندند 9 / 43 درصد بود ، و به همين ترتيب در مورد مسجد رفتن نيز شيوع سيگارىها در كسانى كه بيش از هفتهاى يك بار به مسجد مىرفتند و كسانى كه اصلا نمىرفتند - به ترتيب 6 / 15 و 1 / 34 درصد بود . در مطالعهاى كه در آمريكا نيز به عمل آمد در افرادى كه مراجعه بيشترى به كليسا داشتند ، مصرف سيگار شيوع كمترى داشت ( 13 ) . و در
CARDIA study
نيز همين روند ديده شد ( 7 ) .
با استفاده از رگرسيون لجستيك چند متغييره دو عامل خطر و دو عامل محافظتكننده استخراج گرديد ( جدول 2 ) . عامل اصلى خطر مصرف سيگار در دوستان بود كه احتمال مصرف سيگار را 6 / 5 برابر افزايش مىداد ، بهطورىكه مصرف سيگار در والدين و برادر و خواهر در برابر آن رنگ مىباخت . در مطالعات ديگرى كه روى جوانان به عمل آمده