ولى در سالهاى اخير تعداد مطالعاتى كه به بررسى ارتباط تعهدات مذهبى و مصرف سيگار پرداختهاند رو به افزايش بوده است ( 6 و 7 ) . عمده اين مطالعات در مسيحيان انجام شده است و اكثر آنان به اين نتيجه رسيدهاند كه در كسانى كه گرايش مذهبى بيشترى دارند شيوع مصرف سيگار كمتر است ولى نكته حائز اهميت آن است كه تأثير مذهب در پيشگيرى از مصرف سيگار در اديان مختلف متفاوت است ( 8 ) و لذا لازم است در اديان مختلف اين مطالعات انجام شود . بهويژه آنكه در اسلام استعمال دخانيات و كشيدن سيگار به خاطر زيان آن براى مصرفكننده و اطرافيان وى نهى شده است ، و شايد بتوان گفت ممنوعيت آن از الكل هم بيشتر است چراكه مصرف الكل فقط براى مصرفكننده آن ضرر دارد درحالىكه سيگار هم براى شخص و هم اطرافيان وى ضرر دارد ( 9 ) . اين مطالعه با هدف تعيين شيوع مصرف سيگار در گروهى از دانشجويان ايرانى و نيز بررسى ارتباط بين فعاليتهاى مذهبى با كشيدن سيگار به عمل آمد .
مواد و روش بررسى
اين مطالعه مقطعى در سال تحصيلى 85 - 84 به صورت متوالى از 950 دانشجوى يكى از دانشگاههاى كرمان خواسته شد كه يك پرسشنامه خود ايفا را تكميل كنند . پرسشنامه بدون نام و شامل اطلاعات دموگرافيك ، سؤالاتى در مورد مصرف سيگار و نيز سؤالاتى در زمينه فعاليتهاى مذهبى بود . براساس مستندات سازمان بهداشت جهانى سيگارى به كسى اطلاق شد كه يا سيگارى روزانه بوده يا سيگارى گاهگاهى بود ( 10 ) . با توجه به آنكه مذهب يك مفهوم چندبعدى است ، به منظور اندازهگيرى آن از به مسجد رفتن ، ميزان فعاليتهاى مذهبى واجب ( نماز و روزه ) و قرآن خواندن پرسش شد . ما " گرايش زياد " به مسجد رفتن را كسانى تعريف كرديم ، كه حد اقل هفتهاى يك بار به مسجد مراجعه مىكردند و " گرايش