از خلقت مضغه را مىگويد و در ادامه آيه هم به خروج طفل منته مىشود . پس اگر آيه بر احتمال اول معنا شود تناقض صدر و ذيل آيه لازم مىآيد ( مضغهاى كه خلق شده است اين گونه صفتى دارد كه دو قسم است ، خلق شده و خلق نشده يا هلاك شده . )
پس فقط احتمال دوم صحيح به نظر مىرسد تا بتواند مجموع مخلّقه و غير مخلّقه صفت براى مضغه باشد . يعنى گوشت كوبيدهاى كه اين صفت دارد دو قسم است برخى اقسام آن مقدرات آن مشخص است و برخى مشخص نيست يا بگوئيم گوشت كوبيدهاى كه اين صفت دارد دو بخش است بخشى از آن خصوصيات و مقدرات آن مشخص شده و برخى مشخص نشده است ( 87 ) . »
تحليل :
برخى معتقدند كه در آيه شريفه مذكور ، نكته شگفتانگيز علمى وجود دارد كه نشانگر اعجاز طبى آيه است . زيرا خداوند زمانى تعبير زيباى مضغه مخلّقه و غير مخلّقه را كه با يافتههاى پزشكى جديد هماهنگ است ، به كار مىبرد اشاره لطيفى به تمايز لايههاى آن با اين تعبير دارد كه در آن عصر و زمان ، هيچ پيشرفتى در علم جنينشناسى وجود نداشت .
گرچه معنايى كه مفسرين و محققين درباره مخلقه و غير مخلقه ارائه دادهاند با هم متفاوت است و اكثر اين معانى نشاندهنده خصوصيات جنين در اين مرحله است ، اما خود تعبير
« مُضْغَةٍ » *
كه دلالت بر سلولهايى كه يكدست به نظر نمىرسند دارد به قدرى زيبا و ظريف است كه نشان مىدهد گوينده آن ، علم و بصيرت كامل به ماهيت و چگونگى چنين موجودى دارد ، آن هم در زمانى كه هيچ راهى براى مشاهده و بررسى دقيق اين مرحله وجود نداشت و با مشاهده آن بوسيله چشم غير مسلح ، جنين به شكل يك بافت بسيار