اقتصادى ، فرهنگى ، سياسى و خلاصه هر چيزى را كه مىتواند ما را در پيروزى بر دشمن يارى دهد ، دربرگيرد . حتى در برخى از روايات مىخوانيم :
( منه الخضاب السّواد ) ؛ يكى از مصداقهاى " قوّه " در اين آيه ، موهاى سفيد را به وسيله رنگ ، سياه كردن است . " يعنى اسلام حتى رنگ موها را كه به سرباز بزرگ سال ، چهره جوانترى مىدهد تا دشمن مرعوب گردد ، از نظر دور نداشته است و اين نشان مىدهد كه چه اندازه مفهوم " قوه " در آيه فوق وسيع است .
3 - وقتى قرآن سرگذشت حضرت موسى عليه السّلام را بيان مىفرمايد ، او را مردى نيرومند و قوى معرفى مىكند . در يكجا مىفرمايد :
فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ ؛
موسى تنها يك مشت به آن مرد زد و او درگذشت ! "
و در جاى ديگر مىفرمايد :
يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ؛
[ دختر حضرت شعيب خطاب به وى گفت : ] اى پدر ! موسى را استخدام كن ، همانا بهترين كسى كه مىتوانى استخدام كنى ، كسى است كه نيرومند و امين باشد . "
4 - هنگامى كه حضرت هود عليه السّلام مىخواهد يكى از نعمتهاى خدا بر قوم خود را برشمارد ، مىگويد :
وَ زادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً ؛
و به جسم شما فزونى داد . "
هم از آيات قرآنى و هم از تواريخ برمىآيد كه آنها مردمى درشتاستخوان ، قوى پيكر و نيرومند بودند . از قول آنها مىخوانيم :
مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً ؛
چه كسى از ما نيرومندتر است ؟ "
5 - خداوند متعال در آيات متعدد ، خود را " قوى " مىنامد . در اينجا به برخى از اين