وراثت در بدن انسان ثابت شده باشد ، انسان را داراى صفات و واكنشهاى ثابتى مىكند كه آن را سرشت مىنامند .
مزاج عبارت است از : وضع فيزيولوژى فعلى و طرز واكنش آنكه قابل تغيير نيز مىباشد ، به اين جهت فقط با علايم فيزيولوژى كه آن هم قابل تغيير است شناخته مىشود لذا براى شناخت ارزش هركس و معرفت به احوال و اوضاع او بايد قبلا شكل خارجى او كه حاكى از سرشت و ساختمان او است را در نظر گرفت .
مثل قد ، اندام ، شكل ، سر و گردن و چاقى و لاغرى ، سپس بايد مزاج او كه به وضع كنونى دلالت دارد مورد توجه قرار گيرد و براى اين كار علاوه بر علايم ظاهرى بايستى از تجزيهى خون ، ادرار و راديوگرافى و غيره نيز استفاده كرد . تغييرات مزاج در طب با رژيم غذايى ، بهداشت ، كار ، محل زندگى و آب و هوا متوافق است لذا با رعايت آنها انحراف مزاج از سلامت به سوى بيمارى را مىتوان پيشگيرى كرد . مزاج ممكن است گرم ، سرد ، خشك و يا رطوبى باشد كه گرمى را به علت وجود انرژى ، سردى را به علت تفرق و ضعف ، رطوبت را به علت جمع شدن مايعات در سلولهاى بدن و خشكى را بيانگر حالاتى از ماده مىدانند .
مىدانيم كه فعل و انفعالات شيميايى بدن تحت نظر مستقيم سلسلهى اعصاب نباتى و غدد مترشحهى داخلى انجام مىگيرد ، هر اختلاف و نارسايى كه در بدن پيدا مىشود مربوط به كم يا زياد كار كردن اين دو دستگاه مىباشد . اورمونهاى متعددى كه اين دستگاهها ترشح مىكنند ، بدن را به كار مربوطه وادار مىسازند لذا بروز هر عمل حياتى همراه با يك سلسله فعل و انفعالات شيميايى است و تقريبا تمامى اين اعمال شيميايى در داخل بدن ايجاد حرارت مىكنند و هر قدر عمليات شيميايى بدن سريعتر انجام شود ، حرارت ايجاد شده زيادتر است و اندازهگيرى اين انرژى ايجاد شده ، به وسيلهى متابوليسم بازال انجام مىشود و نيز مىدانيم كه متابوليسم بازال مربوط به كار غدهى تيروئيد است . حال اگر فرد صاحب مزاجى داراى متابوليسم بازال بالاتر از طبيعى باشد آن را گرم مزاج و اگر داراى متابوليسم بازال پايين باشد ، سرد مزاج و حد وسط آن را مزاج معتدل گويند . هر دارو يا غذا و نيز هر واكنشى كه باعث بالا رفتن كار غدهى تيروئيد باشد ، آن را گرم و اگر باعث پايين آمدن كار غدهى تيروئيد باشد آن را سرد گويند . مزاجى را رطوبتى نامند كه مقدار زيادى آب در سلولهاى بدن آن فرد جمع شده و به اصطلاح رطوبت بر مزاج غلبه كرده باشد . اگر مقدار مواد كانى و املاح در مزاجى زيادتر از معمول جمع شده باشد آن را مزاج خشك گويند . پيدايش مزاجهاى مختلف در حقيقت عبارت است از : عكس العمل بدن نسبت به عوامل خارجى .
اين جمله ( عكس العمل بدن نسبت به عوامل خارجى ) همان مبحث بزرگ ، حساسيت مصونيت ، آنافيلاكسى ، آلرژى و غيره است . دانشمندان قديم معتقدند كه هركس به واسطهى حالت و وضع بدنى خود ، يعنى مزاجى كه در اختيار دارد ، آمادهى پذيرش يا دفع بيمارى مخصوص به خود مىباشد و براى معالجهى آن فرد لازم است كه « مزاج او شناخته شود » .
شناخت مزاجها روىهمرفته به قرار زير است : 1 .
مزاج گرم ، مزاج سرد ، مزاج تر و مزاج خشك كه اين چهار مزاج را مزاجهاى ساده و منفرد گويند . 2 .
مزاجهاى ساده و مركب كه عبارتند از : مزاج گرم و تر ، گرم و خشك ، سرد و تر و مزاج سرد و خشك . 3 . مزاج دموى يا ( ريوى ) ، مزاج صفراوى يا ( كبدى ) ، مزاج بلغمى يا ( هاضمهاى ) و مزاج سوداوى يا ( عصبى ) ، اين چهار مزاج را مزاجهاى مادى گويند و يك مزاج معتدل نيز شناخته شده است كه با اين توصيف در مجموع 13 مزاج وجود دارد . مزاجهايى مانند مزاجهاى ساده وجود دارند كه مركب هم مىباشند ، مانند : مزاج بلغمى خونى و مزاج صفراوى عصبى . مزاج عصبى خود به دو قسمت
دائرة المعارف گياه درمانى ايران — صفحة 1070
مساهمون: احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
ص١٠٧٠