تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف گياه درمانى ايران — صفحة 1069

مساهمون:

ص١٠٦٩

اخلاط اربعه ( مزاج‌ها )

قدما معتقدند كه در آفرينش اجسام ، عنصرى خالص يافت نمىشود و تمام موجودات ، اشيا و آنچه ديده مىشود مخلوط يا ممزوجى از عناصر به نسبت‌هاى مختلف هستند ، خواص مختلفى كه در اجسام ديده مىشود به علت همين اختلاف تركيبى آن‌ها است ، تغيير شكل ، اندازه ، حجم ، وزن ، قد و همه‌ى اختلافاتى كه در عالم آفرينش ديده مىشود مربوط به اختلاف يا كم و زيادى عناصر سازنده‌ى آنها است ، اين اختلاف ساختمانى از نظر علمى مورد بحث همه‌ى محافل جهان است . اختلافات بالا از زندگى ذره‌اى حيات سرچشمه مىگيرد كه همه مربوط به اسيد دزوكسى ريبونوكلئوئيك « 1 » يا
A . D . N
و دوزوكسى ريبونوكلئيك « 2 » يا
D . N . A
مىباشد . پس مىتوان مزاج را چنين تعريف كرد كه : مزاج عبارت است از حالتى كه در اثر واكنش متقابل اجزاى ريز مواد به وجود مىآيد در اين واكنش متقابل ، قسمت زيادى از يك يا چند ماده با بخش زيادى از ماده با مواد مختلف باهم مىآميزند ( بر هم تأثير مىكنند ) و از اين آميزش يا تأثير ، كيفيت متشابهى حاصل مىشود ( به نام مزاج ) لذا مىتوان چنين گفت كه مزاج حالت فعاليت كل بدن يا اجزاى بدن است . بايد دانست كه هر فردى داراى مزاجى مخصوص به خود است . دانشمندان طب گياهى معتقدند همان‌طورى كه افراد از حيث شكل ، اندام ، قد ، وزن و بالاخره صورت ظاهرى تفاوت دارند ، از حيث حالت وضعيت بدنى نيز مختلف‌اند و اين اختلاف به علت موادى است كه بدن آن‌ها را مىسازد ، ورود روزانه اجزا و مواد مختلف به بدن باعث به وجود آمدن مزاج‌هاى گوناگون مىشود لذا مزاج ممزوجى از تركيبات مختلف است . حالت و وضع بدنى هر فرد را مزاج گويند : براى اينكه معنى كاملى از مزاج در ذهن روشن شود بايد دانست كه هركسى استعداد پذيرش بعضى از بيمارىها را دارد و در مقابل بعضىها به آن بيمارىها مقاوم هستند و با علم به اين كيفيت ، مزاج عبارت است از : طرز واكنش شخصى در مقابل عوامل بيمارىزا . در طرز واكنش اشخاص ، بعضى واكنش‌ها ثابت است و بيشتر مشاهده مىشود و برخى واكنش‌ها متغير است ، از اين واكنش‌ها مزاج فرد را مىتوان شناخت . براى تعريف مزاج بيشتر عمل فيزيولوژى را مورد نظر قرار مىدهند ، زيرا وضع ديناميك يعنى طرز عمل احشا و اعضا در تغيير مزاج مؤثر است باوجود اينكه اعمال حياتى را نمىتوان از هم جدا دانست و اگر عضوى نسبت به ساير اعضا بيشتر كار كند و يا عملى در دستگاه بدن انسان از ساير اعمال بيشتر انجام پذيرد آن عضو از نظر تشريحى و آن عمل از نظر فيزيولوژى مىتواند معرف نوع مزاج شمرده شود ، در ميان اعمالى كه حيات انسان به آنها متكى است ، اعمال شيميايى بيشتر از اعمال فيزيكى مورد اهميّت است . بنابراين مزاج‌ها روى اعمال شيميايى بدن از هم متمايز شوند . اعمال شيميايى بر چهار گونه است كه متابوليسم بدن را تشكيل مىدهند اول آنابوليسم ، يعنى اعمالى كه توسط آن مواد غذايى به انسان زنده تبديل مىشوند . دوم و سوم كاتابوليسم يعنى اعمالى كه توسط آن انساج زنده توليد نيرو مىكنند ، عمل كاتابوليسم مربوط به اعضاى تنفس است كه عمل تهويه‌ى بدن به آن مربوط مىباشد . كبد كه تهيه‌ى مواد قندى و دفع مواد سمى را به عهده دارد در عمل كاتابوليسم شركت مىكند . چهارم عمل دفع مواد مضر ، و خروج آن‌ها از بدن است . تفوق يكى از اين اعمال چهارگونه است كه از راه
هامش
( 1 ) .Acid Desoxy Ribonuaclieque( 2 ) .Des oxyribonuoclique