انبيا عليهم السّلام به اين صفت فائده معقولى ندارد .
مىگوئيم به ايشان كه نيست حال چنين كه شما گمان كردهايد ؛ زيرا گاه باشد كه چيزى عام بوده باشد يعنى صفتى شامل جمعى كثير بوده باشد و مع هذا در محاوره تخصيص دهند آن را به بعضى از آن جمع از براى آنكه آن بعض سزاوارترند به آن صفت و اولىاند از ما سواى خود به عمل نمودن به آن و لازمترند از غير خود به آن و اگر چه آن صفت و حكم دين باشد از براى جميع مكلفين . فرموده است اللَّه تعالى :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها
« 1 » پس تخصيص داد ترسانيدن پيغمبر را صلّى اللَّه عليه و آله به كسانى كه بترسند و هر چند ترسانيدن شامل جميع مكلفين است .
و همچنين فرموده است :
إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ
« 2 » پس تعمير مساجد را تخصيص فرمود به مؤمنين و اگر چه گاه باشد كه كفار نيز تعمير نمايند مساجد خدا را .
و همچنين فرموده است :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ
« 3 » پس تخصيص فرمود ترسيدن را در وقت ذكر خداى تعالى به مؤمنين . و حال آنكه در كفار مىباشند آن كسانى كه هر گاه اللَّه تعالى مذكور شد بترسند و خوف نمايند و در مؤمنين مىباشند جمعى كه بشنوند كلام خداى تعالى را در حالتى كه مسرور باشند به نعمت خدا يا مشغول باشند به فعل بعضى از مباحات و در آن حال عارض نشود ايشان را خوفى .
و اين معنى معلوم است به حسب عادات و گاه است كه مىگويد كسى كه ما گروه مسلمانان اقرار نمىكنيم بر امرى منكر و هر چند اهل ملتها از غير اسلام اقرار نكنند بر آنچه منكر شمارند آن را .
هامش
( 1 ) . سوره نازعات ، آيه 45
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 18
( 3 ) سوره انفال ، آيه 2