تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤

فصل 10 [ مناظره ابن ميثم كوفى با ضرار ضبى ]

خبر داد مرا شيخ - ادام اللَّه عزّه - و گفت : آمد « ضرار » پيش ابو الحسن على بن ميثم رحمه اللَّه ، پس گفت به او يا ابا الحسن ، به تحقيق آمدم من نزد تو از براى آنكه با تو مناظره و گفتگو كنم . ابو الحسن گفت : در چه امرى با من گفتگو مىكنى ؟ ضرار گفت : در امامت . ابو الحسن گفت : و اللَّه نيامدى تو پيش من از براى مناظره و ليكن آمدى از براى تحكّم كردن و زور گفتن . ضرار گفت : از كجا تو اين را دانستى ؟ ابو الحسن گفت : بر من است بيان كردن اين و گفت تو مىدانى كه مناظره بسا باشد كه منتهى شود به حدى كه خفى و مشكل شود در او كلام و متوجه شود دليل بر خصم ، پس نداند آن را يا عناد كند و اگر چه شعور نداشته باشد به اين از او اكثر مستمعين بلكه همه ايشان . و ليكن من مىخوانم تو را به حمل انصاف در كلام ، پس اختيار كن تو يكى از اين دو امر را يا قبول كن حرف مرا در شأن صاحب من و يا قبول كنم من حرف تو را در شأن صاحب تو ، پس اين يكى از آن دو امر است . پس ضرار گفت : نمىكنم اين را ! ؟ ابو الحسن گفت : چرا نمىكنى ؟ ضرار گفت : از براى آنكه من هر گاه قبول كنم حرف تو را در صاحب تو ، مىگوئى به من كه او بود وصى رسول صلّى اللَّه عليه و آله و افضل مردم كه بعد از آن حضرت بودند و خليفهء آن حضرت بر قوم وى و سيّد مسلمانان ، پس نفع نمىكند به من بعد از آنكه اين را قبول كردم آنكه بگويم مثلا صاحب من صديق و دوست آن حضرت بود