آيا چگونه خبر دار نشدهاند به تناقض دو سخن خود كه يكى انكار اين جماعت است بر مشبّهه و ديگرى مذهب خودشان در صفات اللَّه تعالى ؟ ! و به تحقيق قرآن ناطق است به اينكه اللَّه تعالى را علم است .
و فرموده است اللَّه تعالى كه :
أَنْزَلَهُ بِعِلْمِهِ
« 1 » و همچنين فرموده است :
ما تَحْمِلُ مِنْ أُنْثى وَ لا تَضَعُ إِلَّا بِعِلْمِهِ
« 2 » و همچنين فرموده است :
وَ لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
« 3 » مسلمانان همگى گفتهاند مطلقا كه مر اللَّه تعالى را قدرت است و به درستى كه قرآن نياورده است اين را كه اللَّه تعالى را حالى است ، بلكه همگى اتفاق كردهاند بر تخطئهء كسى كه تكلّم به اين كلام نمايد در شأن اللَّه تعالى . و هرگز شنيده نشده اين سخن از اهل قبله تا آنكه احداث كرد اين را ابو هاشم و متابعت كردهاند او را جماعتى از اهل اعتزال و مخالفت كردند در اين قول جميع اهل اسلام را چنان كه ذكر كرديم و به درستى كه جماعتى كه صاحب اين قولاند گمان كردهاند كه « احوال » كه به خداى تعالى نسبت دادهاند با يك ديگر مختلفاند كه اگر اختلاف نداشته باشند صفات اللَّه تعالى مختلف نمىشود . و حال آنكه صفات اللَّه تعالى با هم اختلاف دارد . مثل علم و قدرت و سمع و بصر . و هر گاه مىگوئيم به اين جماعت كه آيا اين « احوال » يكىاند با اللَّه تعالى يا غير اللَّه تعالىاند ؟ در جواب مىگويند كه نمىگوئيم عين خدايند و نمىگوئيم غير خدايند ، بلكه مىگوئيم كه هر كه يكى از اين دو قول را بگويد محالى گفته خواهد بود و اين جماعت با اين سخن كه مذكور شد نسبت جهل مىدهند به طايفهء مجبّره « 4 » از اين رو كه گفتهاند كه صفات اللَّه تعالى نه عين خدايند و نه غير خدا . و تعجب مىكنند از ايشان و به
هامش
( 1 ) . سوره نساء ، آيه 166
( 2 ) . سوره فاطر ، آيه 11
( 3 ) . سوره بقره ، آيه 255
( 4 ) . ظاهرا آنچه صحيح است به جاى « مجبّره » ، « مشبّهه » مىباشد . ر . ك : « الحكايات شيخ مفيد » ص 52