فصل 97 [ ادعاى بىاساس كيسانيه در باره امامت محمد بن حنفيه ] - [ برداشت غلط كيسانيه از حديث پيامبر ص ]
و اما استدلال طايفهء كيسانيه بر امامت محمد بن حنفيه به اينكه امير المؤمنين عليه السّلام به او گفت در وقتى كه علم را در روز بصره پيش برده بود كه تو پسر منى حقا .
پس به درستى كه اين استدلال از جهل به معنى كلام ناشى شده و از بىباكى و بىپروائى در حجت آوردن روى داده ؛ زيرا از اين كلام امير المؤمنين عليه السّلام اصلا نص مفهوم نمىشود بر امامت نه بحسب ظاهر كلام و نه بحسب فحوا و نه بحسب تأويل بر هيچ زبانى و لغتى . و به درستى كه هيچ فرق نيست ميان قول كسى كه بگويد از اين كلام امامت مفهوم مىشود و ميان قول كسى كه بگويد از اين كلام نبوت معلوم مىگردد ؛ زيرا معرّا بودن اين دو معنى از اين كلام يكسان است .
پس اگر كسى بگويد كه چون امير المؤمنين عليه السّلام امام بود و به پسر خود گفت تو پسر منى حقّا دلالت مىكند كه تشبيه نموده باشد او را به خود در صفت امامت .
و اين قول از آن حضرت عليه السّلام تنبيه است بر اينكه بعد از خود ، او را خليفه نموده باشد چنان كه طايفهء كيسانيه مىگويند .
جواب مىگوئيم : از كجا دانستى كه نسبت حضرت عليه السّلام او را به نفس خود و تشبيه كردن او به خود همين در صفت امامت است نه در صفت ديگر از صفات او عليه السّلام و از كجا معلوم كردى كه از اين قول آن حضرت عليه السّلام ارادهء تشبيه در صورت نكرده ؟
پس اگر بگويد در آن حال مذكور نبود امر صورت و نه چيزى كه مقتضى آن باشد كه حضرت عليه السّلام از آن قول ارادهء تشبيه در صورت كرده باشد . پس چگونه جايز باشد حمل كلام آن حضرت عليه السّلام بر تشبيه در صورت .
جواب مىگوئيم : همچنان در آن حال مذكور نبود امر امامت . پس چگونه نسبت دادن امير المؤمنين عليه السّلام محمد را به نفس خود دليل باشد بر اينكه از اين