فصل 83 [ اشعار ابو سفيان در باره رذالت قبيله بنى تميم ]
شنيدم از شيخ مفيد - ادام اللَّه حراسته - كه مىگفت از آن جمله آن چيزى كه دلالت مىكند بر رذالت بنى تيم بن مرة و بنى عدى و سزاوار است كه ما آن چيز را با سخنان سابق جمع كنيم ، قول ابو سفيان صخر بن حرب بن اميّة است در وقتى كه به او رسيد كه مردم بيعت كردند با ابو بكر .
پس شروع كرد در ترغيب بنى هاشم بر اينكه فسخ كنند بيعت ابو بكر را و دعوت كرد ايشان را بر اينكه ايشان امام و پيشوا گردانند امير المؤمنين را عليه السّلام و گفت :
بنى هاشم لا تطعموا النّاس فيكم * و لا سيّما تيم بن مرّة او عدى
فما الامر الّا فيكم و اليكم * و ليس لها الّا ابو حسن على
أبا حسن فاشدد بها كفّ حازم * فانّك للامر الّذى يرتجى ملى « 1 »
؛ يعنى اى قبيله بنى هاشم به طمع ميندازيد مردم را در خود و خصوص قبيله بنى تيم و قبيله بنى عدى .
پس نيست امر امامت مگر در ميان شما و مگر به سوى شما . و نيست از براى امر امامت مگر ابو الحسن كه على بن ابى طالب است . اى ابو الحسن محكم كن از براى امر امامت كف احتياطكننده را .
پس به درستى كه تو به امر امامت كه ما اميد مىداريم آن را سزاوارى و پرى از آن .
شيخ - ايّده اللَّه - مىفرمايد كه آيا نمىبينيد قول اين مرد پير را در حضور جماعت و به حيثيتى كه رسيد قول او به مردم شهر و اهل صحرا كه چگونه عيب كرد و حقير شمرد « تيم » و « عدى » را . و اظهار كرد قول به رذالت اين دو قبيله را و كوتاهى آنها را از استحقاق خلافت و رسيدن مرتبهء رياست . و ابو سفيان اگر چه
هامش
( 1 ) « العقد الفريد » 4 / 85 ، « تاريخ يعقوبى » 2 / 126 .