و چنين كنم .
ابراهيم گفته است : آيا گمان دارى اينكه عمر فراموش كرده اختلاف سخن خود را در احكام تا آنكه انكار اختلاف از آن دو كس كرده و اظهار عدم رضا به آن نموده حاشا و كلّا ليكن دانسته نقيض خود كرده و خبط نموده خبط نمودن شتر شبكور .
[ علم ابو بكر و عمر ]
گفته است جاحظ كه گفته است ابراهيم همين است شيوه و طرز ابو بكر كه از عمر مذكور شد ؛ زيرا پرسيدند از او از قول خداى تعالى :
وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا
« 1 » چه معنى دارد ؟
پس گفت : كدام آسمان سايه افكند بر من يا كدام زمين مرا بردارد و يا به كجا روم يا چه كار كنم هر گاه سخن بگويم در آيهاى از كتاب خداى تعالى غير از آنچه مراد خدا باشد . اما
« فاكِهَةً »
پس مىدانم آن را و اما « أبّ » ، پس خدا داناتر است به آن . « 2 » سؤال كردند از ابو بكر از
« كَلالَةً »
« 3 » پس گفت مىگويم در اين به رأى و عقل خود اگر درست باشد از جانب خداست عز و جل و اگر خطا باشد از جانب من است . « كلاله » خويشانند سواى پدر و فرزند . « 4 » گفته است ابراهيم كه سخن اخير ابو بكر خلاف سخن اول اوست ؛ زيرا ما حصل سخن اول امتناع است از سخن گفتن در معنى قرآن به رأى خود . و سخن اخير صريح است در آنكه به رأى خود معنى قرآن را گفته . پس چون جايز باشد كسى را كه صاحب حكم است در مالهاى مسلمانان و حقوق ايشان عمل كردن به رأى كه مجوز باشد پيش آن كس خطا در آن رأى . و اگر جايز داشته سخن گفتن و حكم كردن را در اموال و حقوق مسلمانان به رأى خود از براى آنكه بذل جهد
هامش
( 1 ) سوره عبس ، آيه 31 .
( 2 ) « تفسير طبرى » جلد 15 ، جزء 30 / 75 .
( 3 ) سوره نساء ، آيه 12 .
( 4 ) « تفسير طبرى » جلد 3 ، جزء 4 / 376 .