خود اگر خطا باشد از جانب من است و اگر صواب باشد از جانب خداى تعالى .
و آن حكم اين است كه از براى آن دختر سزاوارتر است مهر زنانى كه همسر او باشند بىنقصان و زياده .
ابراهيم گفته اين است حكم كردن در مسائل شرع به گمان و شبهه زيرا جزم به راستى حكم خود نداشته و هر گاه گواهى دادن به گمان حرام باشد ، پس حكم شرعى به گمان حرامتر خواهد بود . و گفته است ابراهيم نظّام اگر ابن مسعود عمل مىكرد به آنچه ادب فرموده به آن چيز غير خود را ، جايى كه گفته است حلال روشن و معلوم مىباشد و حرام نيز روشن و معلوم مىباشد . پس بگذار آنچه شك داشته باشى در آن و ميل كن به عمل كردن به آنچه شك نداشته باشى در آن ، هر آينه نمىگفت در احكام شرعى . و حال آنكه او مردى مقلّد بود . و اين را كه : « من مىگويم در حق دختر واسق سخن به رأى خود اگر راست و صواب باشد از جانب خداست و اگر خطا باشد از جانب من است » « 1 » و به درستى كه اين سخن كه ابن مسعود گفته فاسد و باطل است ؛ زيرا نمىباشد يك اجتهاد و يك عمل چنين كه هر گاه موافق باشد از جانب خدا باشد و هر گاه باطل باشد از جانب غير خدا باشد .
و حال آنكه آن عمل و آن اجتهاد در هر دو صورت يك چيز است .
گفته است ابراهيم نظّام اگر ابن مسعود بدل مىكرد فكر خود را در فتوى دادن به فكر خود در شقاوت كه چگونه اين كس شقى مىشود و در سعادت چگونه آدمى سعيد مىشود تا در اين فكر براو ظاهر مىشد كه فتوى دادن از پيش خود موجب شقاوت ابدى است و ناسزا نمىشد سخن او بر خداى تعالى در آنچه اعتقاد كرده به آن كه از پيش خود فتوى مىتوان داد . به اين شرط كه اين كس با خود قرار دهد كه اگر صواب باشد از خداست و اگر خطا باشد از اين كس است و در غلط خود در فتوى به چنين شرطى هستند نمىشد هر آينه سزاوارتر بود به او .
ابراهيم گفته كه ابن مسعود گمان برده كسى كه مرتكب گناه كبيره مىشود نه
هامش
( 1 ) « مسند احمد حنبل » 1 / 710 حديث شماره 4088 .