تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
پس شناعتى نيست در قول ما زيرا موافق است با كتاب و سنت و احكام اهل بيت عليهم السّلام و خيار صحابه . بلكه شناعت در قول ايشان است كه جايز مىدانند مسح بر خفّين كه نه اجزاء آدمى است و نه از اعضاء وى و نيست نسبتى ميان آنها و ميان اعضاء آدمى مگر مثل ساير ملبوسات . و قرآن ناطق است به ضد قول ايشان زيرا صريح آن چنان كه مذكور شد افاده مىكند وجوب ايقاع طهارت بر نفس اعضاء نه بر غير آن . ( 30 ) و امام جعفر صادق عليه السّلام فرموده است : « إذا ردّ اللَّه كلّ اهاب الى موضعه ذهبت طهارة هؤلاء » « 1 » ؛ يعنى وقتى كه رد مىكند خداى تعالى هر پوستى را به موضع خود مىرود طهارت اين جماعت يعنى ناصبه در پوستهاى شتر و گاو و گوسفند .

[ سخن عائشه و ابو هريرة در باره « مسح » ]

و ناصبه خود روايت مىكند از عايشه كه گفته اگر قطع كنند پاهاى مرا به تيغ دوستر مىدارم از اينكه مسح كنم بر خفّين . « 2 » ( 31 ) روايت مىكنند از ابو هريره كه گفته است من تفاوتى نمىدانم كه مسح كنم بر خفّ خويش يا بر پشت خرى يا بزى كه در صحرا گردد . « 3 »

[ فتواهاى شگفت انگيز شافعى و ابو حنيفه در باره نكاح و غيره ]

و ديگر تشنيع مىكنند برما ، در تحليل متعه و ما ذكر كرديم دليل بر صحت آن از كتاب و سنت و اجماع امّت ، پس شناعتى نيست در قول به آن بلكه شناعت بر ايشان است در قول به نكاح مادر و خواهر و دختر و عمه و خاله و زنان خبّاز و خيّاط و غير آن كه با حرب گرفته باشند . و قول به وطى زنان در دبر از روى اكراه و جبر ايشان . و قول به صحت جمع ميان خواهران و همچنين مادران و دختران در كنيز . ( چنان كه جميع اينها با قبايح ديگر منقول شد )
هامش
( 1 ) ر . ك : « الكافى » 1 / 351 . ( 2 ) « تفسير كشّاف » 1 / 611 ذيل سوره مائده ، آيه 6 . ( 3 ) « تفسير فخر رازى » 11 / 163 از ابن عباس نقل كرده و در « تفسير عيّاشى » 1 / 302 اين مطلب را از حضرت على عليه السّلام نقل كرده است .