گفت : بلى .
گفتم : پس آيا اين نمىكشاند شما را به مخالفت با امير المؤمنين در بسيارى از احكامى كه آن حضرت فرموده و واقع نشده بر آن اجماع ؟ و بعد از طى اين كلام مىگويم نيست مرا حاجتى به اين تعسّف و دليل و نه احتياجى در اثبات آنچه نقل كردم به اين استدلال ؛ زيرا نيست احدى از فقهاى شما مگر اينكه مخالفت كرده است با امير المؤمنين در بعض احكام آن حضرت و ميل كرده است از فرمودهء وى به غير او . و نيست كسى در ايشان كه موافقت كرده باشد با وى در جميع آنچه آن حضرت حكم كرده است به آن ميان حلال و حرام .
[ مخالفت شافعى با على ع در مقابله احكام شرعى ]
و به درستى كه من تعجب مىكنم از انكار كردن تو آنچه را كه ذكر كردم . و حال آنكه امام و صاحب تو يعنى شافعى مخالفت امير المؤمنين عليه السّلام كرده است در مسأله ميراث و مسأله مكاتب و رفته است در اين دو موضع به قول زيد ( 30 ) و روايت كردهاند از آن حضرت كه واجب نمىشود وضو به سبب مس ذكر و شافعى مىگويد كه واجب مىشود به آن . و على عليه السّلام مخالفت حكم كرده است در اين به رأى و اجتهاد .
و حكايت كرده است « ربيع » « 1 » از « شافعى » در كتاب مشهور خود ، كه قصورى ندارد كردن نماز جمعه و عيدين در عقب هر امينى و غير امينى و متغلّبى ؛ زيرا ( 31 ) نماز كرده است على عليه السّلام به مردم وقتى كه عثمان محصور بود .
پس استدلال كرده است بر جواز نماز كردن عقب كسى كه متغلّب باشد بر امور امت به نماز كردن مردم عقب على عليه السّلام در زمان حصر عثمان . و اين تصريح است به اينكه آن حضرت متغلب بود ! ؟ و خلافى نيست در اينكه متغلّب بر امر امت فاسق است و گمراه و نيز گفته است شافعى كه جايز است نماز كردن عقب خوارج ، زيرا آنچه صادر شد از ايشان از روى تأويل و شبهه بود و اگر چه فاسقند .
هامش
( 1 ) ربيع بن سليمان مرادى شاگرد برجسته شافعى بود و در سال 270 هجرى قمرى در مصر درگذشت . ر . ك : « وفيات الأعيان » 2 / 291 .