تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الفصول المختارة ( دفاع از تشيع ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
كرده بود ديگرى . و هر يك مايل به او شدند چنان كه مايل بود به او ديگرى و ناطق است به اين قرآن مجيد :
فَلَمَّا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حاشَ لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ هذا إِلَّا مَلَكٌ كَرِيمٌ ، قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ
« 1 » ( مجمل اين قصه اين است : چون جمعى از زنان مصر ، زليخا را عيب مىكردند كه به غلام خود يعنى يوسف عليه السّلام ميل دارد و زليخا ايشان را طلبيد و مجلسى آراست و به دست هر يك كاردى داد و به يوسف گفت بيا پيش اين زنان . پس چون او را ديدند عظيم شمردند آن را و متحير شدند از حسن وى و چنان شدند كه به كارد دست خود را مىبريدند و خبردار نمىشدند و نمىدانستند چه مىكنند . و گفتند سبحان اللَّه اين از آدميان نيست . نيست اين مگر فرشتهء كريم . زليخا گفت اين آن كسى است كه ملامت مىكرديد مرا در ميل به او و به تحقيق من طلب كردم از او كه مقاربت كند با من پس قبول نكرد . و طلب عصمت و پرهيز كارى كرد . و اگر نكند آنچه من امر مىكنم او را به آن هر آينه محبوس خواهد شد . و خواهد شد خوار و ذليل . ) پس اگر عايشه رفع كرده بود اين امر را از پدرش و نخواسته بود شرف اين مقام براى او و به فتنه نيفتاده بود به سبب محبت رياست و علو منزلت هر آينه رسول صلّى اللَّه عليه و آله در تشبيه كردن عايشه به صاحبان يوسف عليه السّلام گذاشته خواهد بود مثل را در غير موضعش و تشبيه كرده خواهد بود چيزى را به ضد و خلافش . و رسول صلّى اللَّه عليه و آله عالىتر است مرتبهء وى از اينكه اين صفت داشته باشد . و رفيع‌تر است درجهء وى از اينكه حقايق امثله را نداند . و جايز نيست براو نقص در كمال و نه نقصان در فضل و افضال . و هر گاه بوده باشد امر چنان كه وصف كرديم ثابت مىشود اين مثل شده است
هامش
( 1 ) سوره يوسف ، آيه 31 - 32 .