صحتش و خلل نمىرساند به دلالتش اينكه از اخبار آحاد است چنان كه شرح كرديم .
با اينكه متواتر شده است كه امير المؤمنين عليه السّلام دليل مىگفته است به اين حديث در اثبات فضائل خود در روز « دار » ( يعنى روز محاصرهء عثمان ) و فرموده است كه قسم مىدهم شما را به خداى تعالى كه آيا هست در ميان شما احدى كه گفته باشد رسول صلّى اللَّه عليه و آله :
« اللّهمّ ائتنى باحبّ خلقك يأكل معى من هذا الطّائر . »
؛ يعنى خدايا بياور براى من كسى را كه دوستترين خلق باشد پيش تو تا اينكه بخورد با من اين مرغ را پس آمده باشد احدى غير من .
همه گفتند : خدايا نه . آن حضرت فرمود : خدايا شاهد باش . پس اعتراف كردهاند جميع به صحت اين خبر و امير المؤمنين عليه السّلام كسى نبود كه حجت بگويد به باطل خصوصا اينكه در مقام نزاع بود و وسيلهء مىجست به اين فضائل در اثبات اعلى مراتب امامت و خلافت رسول صلّى اللَّه عليه و آله براى خود ، و مىدانست جمعى كه با او در شورى حاضرند اراده خلافت دارند براى خود نه براى آن حضرت . ( و اگر حرفى بشنوند كه صحيح نباشد در حال انكار مىكنند ) ( 30 ) اينكه نبى صلّى اللَّه عليه و آله فرموده است :
« علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ يدور حيثما دار . »
« 1 » ؛ يعنى على با حق است و حق با على ، مىرود هر كجا كه او برود .
و هر گاه بوده باشد امر به اين طريق كه وصف كرديم دلالت مىكند بر صحت اين خبر چنان كه بيان كرديم .
پس اعتراض كرد بر اين دليل بعضى از مجبره و گفت كه استدلال شيعه به روايت انس تازه و غريبتر از همه چيز است . از براى آنكه ايشان اعتقاد دارند كه انس فاسق است بلكه كافر و مىگويند كه آخر انكار شهادت كرد در اين حديث ، حتى اينكه دعا كرد امير المؤمنين عليه السّلام كه مبتلا شود انس به بلائى كه نپوشاند آن را
هامش
( 1 ) « سنن ترمذى » 5 / 398 حديث 3734 با مختصر تفاوت .