كمكم خود را به خوردن زهر عادت داد تا آنجا كه هيچ زهر و سمى در وجود وى اثرى نداشت . بعدها جالينوس ترياقى ساخت و به نام وى
Theriakos Mithridatus
نام گزارد .
درباره زهر آمده است " كه گرشاسب اژدر شاخدار را كه اسبان و مردم را مىدريد و زهر زردرنگى از او جارى بود كشت . . . " ( يشتها ج 1 - 201 پورداود ) .
از موضوعات مهم ديگر كه درباره دارو دانستن آن بسيار باارزش است گياهان فادزهرى است ( كه مقصود ضد سم و زهر است ) و اين كلمه همان است كه نزد يونانيان به ترياك
Theriaque
مشهور است ، منتهى در زبان عربى و پارسى كمكم لفظ بالا به محصول بوته خشخاص ( كوكنار ) اطلاق گرديده است و اين كلمه همان است كه سعدى در گلستان از آن ياد كرده است
" تا ترياق از عراق آيد مارگزيده مرده باشد "
مقصود آن است تا ضد سم و زهر بيايد زهر مار كار خود را كرده است .
كلمه فادزهر يا پادزهر كه بايد آن را ضد سم و ضد زهر دانست ، در دوران قديم بسيار مورد نظر و تهيه آن از مواد ماخوذه از حيوانات و نباتات و معادن بوده است و با اين مواد تركيبى مىساختند كه بر ضد سم و زهر به كار آيد .
در اسناد ايران باستان در فروردين يشت فقره يكصد سى و يكم ضمن درود بر فريدون فرزند آتبين ذكر بيماريهائى چند و مقاومت بر عليه آزار مارگزيدگى صحبت مىدارد . چنين به نظر مىرسد كه ايرانيان باستان از فادزهر اطلاعاتى داشتهاند .
در كتب قديمه طبى تعدادى پادزهر نام برده شده است كه فهرستوار عبارتند از :
بادزهر حيوانى ، بادزهر قنفذى ، بادزهر معدنى ( يا حجر السم ) ( صفحات 196 تا 199 مخزن الادويه چاپ بمبئى تحت عنوان كلمه بادزهر ) . پادزهر ديگرى به نام " پادزهر