زيرنويس صفحه 577 پورداود ) .
ايرانيان باستان چنان كه متذكر گرديديم با داروهاى گياهى بسيار آشنا بودند و بسيارى از آنها را مىشناختند . پس از اختلاط و آمد و رفت با هنديان و ديدن سرزمين هند بسيارى از گياهان آن سرزمين را به ايران آوردند و ما اين مطلب را ضمن دوران تسلط اسكندر بر ايران و دوران سلطنت ساسانيان خواهيم نگاشت .
فردوسى در شاهنامه از بسيارى از داروهاى گياهى نام برده است :
مى و جام و بو با گل و مرغزار * نكرده است بخشش مرا روزگار
مشك از موادى بوده است كه ايرانيان باستان از آن بسيار مطلع بودند .
زهر و سم -
موضوع زهر و سم يعنى
Venin )
و
( Poison
در طب قديم نقش بسيار بزرگى را ايفاء مىكرده ، دادن زهر و سم و گياهان سمى و يا آلوده نمودن تيرها و نيزهها به زهر در آن دوران در ميان دو دسته جنگجو بسيار سارى و جارى بوده است و همين امر باعث گرديده كه دانشمندان در پى ماده ضد زهر و سم ( فادزهر و يا پادزهر كه همان
( Antidote )
و ترياق و امثال آنهاست ) بروند .
چون احتياج عموم مخصوصا كشورگشايان به تهيه ضد سم و ضد زهر و ترياق بسيار بوده لذا از خيلى قديم درصدد چارهجوئى بر ضد سم و زهر برآمدند .
ارسطو طى مراسلات چندى كه براى اسكندر نوشته ، اسكندر را متوجه ساخته هدايائى كه از طرف راجه هندى به تو دادهاند ، دقت نما ، كه در ميان آنان دختر زيبائى كه با زهر پرورشيافته طبيعت مار پيدا كرده است .
اصولا در طب هندى به مناسبت فراوانى گياه از يك طرف و حشرات موذيه از طرف ديگر در اين سرزمين ، فصلى درباره گياهان سمى و همچنين دفع زهرها و سموم ديده