در مهر يشت فقره پنجاهم و پنجاه و يكم كلمه ناخوشى مهلك و كثافت ديو آفريده شده آمده است . دورى از درد و رنج را براى مزداپرستان و رنجورى ديو را پيوسته آرزو مىكردند . فردوسى گويد :
ز درد و غم و رنج دل دور بود * بدى را تن ديو رنجور بود
از آن گذشته چون ايرانيان باستان بيماريها را از وجود ديوان مىدانستند ، از اين جهت انواع و اقسام ديو در كتب مذهبى آنان ديده مىشود ، بهمانند ديو مرگ ( ونداتو ) و ديو خواب ( بوشاسب ) ( يشتها - مهر يشت ) و استويدوتو ( شكننده استخوان ) ( ونديداد باب چهارم فقره چهل و نهم و باب پنجم فقرات هشتم و نهم ) .
نگارش سطور بالا از نظر روشن شدن اصول تداوى و درمان لازم به نظر مىرسيد ، اكنون مىپردازيم به مطالبى چند درباره دارو .
درباره دارو در ونديداد آمده است : براى مقابله با درد و براى مقابله با مرگ و سوختن و تب و سردرد و تبلرزه و مرض آژانه و اژهو و مرض پليد و مارگزيدگى و دروكه و بيمارى سارى و نظر بد و گزيدگى و كثافت كه اهريمن در تن مردم آورد ( فقره بيستم ونديداد ) .
كلمه دارو كه در فرانسه
( Drogue )
و در آلمانى
( Die Droge )
است ، با لفظ داروك در پهلوى از يك ريشه به نظر مىرسد .
كلمه تببر نيز در كتب قديم و لغتنامهها آمده است .
كلمهاى هم در يشتها در فصل رشن يشت آمده به نام " ويسپوبئيس " كه به معناى پزشك و دارو و درمان همه چيز است كه در پهلوى اين كلمه به نام " هرويسپ تخمك " ضبط گرديده كه به معناى درخت كليه تخمهاى گياه و رستنى است ( يشتها ج 1 - رشن يشت -