مهردادى " است كه منسوب به مهرداد است كه شرح آن در سطور قبل گذشت .
نوشدارو -
نوشدارو كه در ادبيات ايران زياد آمده است ، تركيبى بوده از داروها و مواد متعدده كه عموما در مواقع بسيار سخت به بيمار و يا جنگجوى از پادر - رفته و يا محتضر داده مىشده است . نگارنده بسيار دقت و تفحص كردم كه بتوانم مواد آن را بدانم كه چيست ؟ ولى متأسفانه بهطور قطع و يقين نتوانستم بر آن مستحضر كردم همينقدر مىتوان بهطور حدس گفت در دوران ايران باستان يكى از مواد نوشدارو هوم بوده است .
فردوسى درباره نوشدارو خواستن رستم از كاوس و اينكه
" نوشدارو پس از مرگ سهراب "
اكنون ضربالمثلى شده گويد :
به دو گفت كاوس " كز پيلتن * كرا بيشتر آب نزديك من
" نخواهم كه او را بد آيد به روى * كه هستش بسى نزد من آبروى
" و ليكن اگر داروى نوش من * دهم زنده ماند يل پيلتن "
چو بشنيد گودرز برگشت زود * بر رستم آمد بكردار دود
به دو گفت " خوى بد شهريار * درختيست حنظل هميشه ببار
بتندى بگيتى ورا يار نيست * همان رنج كس را خريدار نيست
" ترا رفت بايد بنزديك اوى * كه روشن كنى جان تاريك اوى "
" كه " سهراب شد زين جهان فراخ * همى از تو تابوت خواهد نه كاخ "
چون بشنيد رستم خراشيد موى * همىزد به سينه همىكند موى