در جلد اول ، قسمت اول ، صفحه اول اين كتاب ، يكى از مهمترين مباحث پزشكى مورد بحث قرار گرفته است كه نظر ما را در مورد نقش طبيعت ، همچنين دخالت پزشك براى تأمين سلامت و درمان بيمارىها ، تأمين مىكند . اهميت اين مبحث بهاندازهاى است كه لزوم توجه دايمى دانشجويان پزشكى را در تمام طول آموزش پزشكى و همچنين لزوم توجه هميشگى را در طى سالهاى اشتغال به حرفه پزشكى ، ايجاب مىكند . به اين جهت ، اين مبحث را ، عينا ، از آن كتاب اقتباس كرده و به نقل آن مىپردازيم :
الف - محيط خارجى كه هميشه در حال تغيير است
انسان حيوان سرسختى است و در همه جا يافت مىشود ، در كلنىهاى كوچك ، در نقاط قطبى و به صورت قبايل سرگردان ، در صحراهاى خشك . ممكن است ساكن دهكدههاى كوچك در هواى رقيق دامنههاى بلند آند « 1 » و يا شهرهاى عظيم در حرارت مرطوب سواحل جنوب آسيا باشد . او قادر به تفحص در فضاى ماوراى جو است . او بايد با انواع زيادى از حيوانات با جثههاى مختلف زندگى كند . او ممكن است هم صياد و هم صيد باشد . او در حال مبارزه دايمى با ويروسها ، باكترىها ، پرتوزوئرها و كرمها است كه بسيارى از اينگونهها ممكن است انگل وى شوند . انسان با بيشتر اين موجودات يك همزيستى يا يك روش زندگى توافقى « 2 » برقرار مىكند . اما تعداد زيادى از آنها ممكن است او را از پاى درآورند و يا حتى بكشند . بهعلاوه ، انسان يك حيوان اجتماعى است و در حال عادى بهموجب سادهترين احتياجات خويش بستگى كامل به ساير زنان و مردان همنوع خود دارد و ايجاد روابط هماهنگ با ساير افراد هميشه كار مشكلى است .
عصارهء زيستشناسى انسانى ، مطالعه فرآيندهاى تطابقى « 3 » است كه براى مبارزه با يك محيط دايم التغيير ضرورى هستند . « 4 » طبيعت ، بهخصوص ، به واكنشهاى انسان به انگلها ، ناراحتىهاى اجتماعى و
هامش
( 1 ) .Andesرشتهكوههاى بلند سواحل غربى آمريكاى جنوبى است .
( 2 ) .Modus Virendi( 3 ) .Adaptise( 4 ) . دكتر آلكسيس كارل ، فيزيولوژيست ، جراح و محقق معروف فرانسوى ، در كتاب انسان موجود ناشناخته در فصل ششم ، اعمال تطبيقى مىنويسد :
تضاد شگفتانگيزى بين دوام بدن و بىدوامى عوامل سازنده آن وجود دارد . با آنكه كالبد آدمى از موادى نرم و فسادپذير تشكيل يافته است كه در طول چند ساعت تجزيه و متلاشى مىشود با اين وجود اگر با فولاد هم ساخته شده بود كمتر از اين دوام مىكرد و نه تنها دوام مىكند ، بلكه دايما با مشكلات و خطرات محيط خارجى نيز مىجنگد و بر آنها فايق مىگردد . انسان بهتر از تمام جانوران با شرايط متغير جهان تطابق مىكند و باوجود اغتشاشات فيزيكى و اقتصادى و اجتماعى محيط ، زندگى را ادامه مىدهد . اين مقاومت از نوع خاص فعاليت بافتها و بيولوژى بدن ناشى مىشود . بدن -