انجام اين امر نيست و بيمارى بروز مىكند . در اين هنگام است كه علم پزشكى عرض اندام مىكند و وجود پزشك براى درمان بيمارىها لازم مىشود .
اكنون بايد به توصيف هر يك از اين دو عامل بپردازيم و چگونگى عمل ، حدود و قدرت آنها را با يكديگر بسنجيم و ارزشيابى كنيم . اين موضوع را در سه مبحث ، به شرح زير بيان مىكنيم :
1 . نيروهاى خودكار كه در موجودات زنده براى پايدارى ، مقاومت و حفظ آنها در برابر عوامل زيانبخش محيط وجود دارد .
2 . دخالت پزشك براى تأمين سلامت افراد و درمان بيمارىها .
3 . وضع پزشكى معاصر از نظر سود و زيان براى بيماران .
3 - نيروهاى خودكار در موجودات زنده
نخستين پزشكى كه از نيروهاى خودكار در موجودات زنده براى حفظ آنها از گزند بيمارىها ، سخن به ميان آورد ، بقراط ، طبيب معروف يونانى ( 460 - 377 قبل از ميلاد مسيح ) بود ، كه واضع علم اخلاق پزشكى است و قسمنامه او مدتى متجاوز از دو هزار سال مورد توجه كامل استادان پزشكى بوده است و متن آن را طبق آيين مخصوصى مىخواندند و سوگند ياد مىكردند كه در تمام دورههاى اشتغال به حرفه پزشكى ، قبل از شروع به امر طبابت به مفاد آن عمل كنند .
بقراط در مشاهدات بالينى ، استاد مسلّم زمان خود بود و پزشكان اروپا او را دراينباره پيشوا و پيشكسوت مىدانند و به او لقب « اوسرواتور بزرگ » دادهاند ، پزشكان قديم ايران نيز او را « امام الاطبا » ، يعنى پيشواى پزشكى ناميدهاند . همچنين ، موضوع « هماهنگى در اعمال بدن » ، كه اساس سلامتى را تشكيل مىدهد ، از اكتشافات نبوغآميز او است . خلاصه اينكه بقراط دربارهء نقش قواى مرموز موجود در بدن ، كه آنها را به نام « طبيعت » مىنامد و نيز دخالت پزشك در امور مربوط به درمان بيمارىها چنين مىگويد :
طبيب خادم طبيعت است و طبيعت ، قوهء مدبرهاى را گويند كه بدون اراده و شعور ، بدن را حفظ مىكند .