كلمهء مدبره ، در اين عبارت ، به معنى تدبير ، همچنين به معنى درمان است و در كتابهاى فرانسوىزبان به طبيعت مدبره « 1 » ناميده شده است .
در عبارت بالا دو مطلب مهم به چشم مىخورد :
يكى اينكه طبيعت نيرويى است كه بدون اراده و شعور بدن را حفظ مىكند و دوم اينكه طبيب ، خادم يعنى خدمتگزار طبيعت است و مفهوم اين جمله اين است كه طبيب بايد پيرو طبيعت باشد و اگر مىخواهد در معالجات بيماران موفق و پيروز باشد ، بايد از طبيعت تقليد كند .
اكنون مىخواهيم ببينيم كه امروزه دراينباره چه مىگويند و ديگر اينكه آيا گفتهء بقراط صحيح است يا نه بهعبارتديگر ، آيا قدرت طبيعت كه بدون اراده و شعور و بهطور خودكار ، بدن را حفظ مىكند بيشتر است يا قدرت طبيب كه از روى علم و اراده و شعور در بدنها براى حفظ سلامت و درمان بيمارىها دخالت مىكند .
بايد دانست كه امروز نيز ، پس از دو هزار و چهارصد سال همان سخن بقراط را ، منتها با عباراتى كه با موازين دقيق علمى كنونى منطبق است ، تكرار مىكنند .
4 - نقش طبيعت و دخالت پزشك براى تأمين سلامت و درمان بيمارىها
براى توضيح دراينباره ، به كتاب مبانى علم پزشكى ، تأليف پاسمور و ربسن ، استادان دانشكدهء پزشكى ادنبورگ انگلستان ، مراجعه مىكنيم . اين كتاب با همكارى گروهى از استادان همان دانشكده تنظيم و با همكارى چند تن از استادان دانشكده پزشكى دانشگاه تهران « 2 » ، زير نظر استاد دكتر مجتبى سجادى ، استاد دانشگاه تهران ، به فارسى برگردانده شده است . اين كتاب يكى از آثار درخشان علمى و پزشكى معاصر است كه تاكنون به چندين زبان ترجمه شده است و در غالب دانشگاههاى جهان تدريس مىشود . ترجمه پارسى آن در سال 1353 ، در دانشگاه تهران به چاپ رسيده است .
هامش
( 1 ) .Nature medicatiee( 2 ) . آقايان دكتر نهاپتيان ، دكتر سيد حسين كوثريان ، دكتر مسلم بهادرى ، استادان دانشگاه تهران ، دكتر فرخنژاد ، دانشيار دانشگاه تهران و دكتر على محمد ملتى ، استاديار دانشگاه تهران .