تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 354

مساهمون:

ص٣٥٤
حال حاضر ، مطلقا وجود ندارد ، بلكه حتى استادان اين دو دانشگاه يكديگر را هم نمىشناسند ، چه رسد به اينكه ارتباط متقابل علمى داشته باشند . اين است كه مىبينيم تدريس فارماكوگنوزى در برنامه دانشكده داروسازى گنجانده شده است و در حالى كه استادان اين دانشكده خواص درمان‌بخش گياهان دارويى را به دانشجويان تدريس مىكنند ، استادان دانشكده پزشكى نه تنها اين برنامه‌ها را قبول ندارند بلكه به ديده تمسخر مىنگرند و آن را متعلق به دورانى مىدانند كه مردم خرسوارى مىكردند و در نتيجه ، قاطبهء پزشكان كشور كه دست‌پرورده اين استادان هستند ، طب گياهى را تخطئه مىكنند و حتى به مسخره مىگيرند . حال آنكه فارماكوگنوزى يا علم به خواص درمان‌بخش گياهان دارويى و به كار بردن آن در مورد معالجه بيماران بايد به‌منزله يكى از اركان اساسى علوم فارماكولوژى و درمان‌شناسى به‌شمار آيد . جاى نهايت تعجب و شگفتى است با اينكه در نخستين صفحه از كتاب فارماكولوژى پزشكى گيتى ؛ يعنى ، تنها كتاب كلاسيك داروشناسى كه در دانشكده پزشكى به دانشجويان تدريس مىشود ، علم فارماكولوژى را شامل پنج قسمت دانسته كه يكى از آن‌ها مفردات طبى ( فارماكوگنوزى ) است ، چگونه عملا هيچ بحثى دربارهء خواص گياهان دارويى در اين كتاب نشده است ؟ علتش كاملا واضح و روشن است و آن اينكه از نيم قرن پيش به اين طرف ، علم داروشناسى در قبضه مصرف تجار دارو و سازندگان داروهاى اختصاصى قرار گرفته است كه به قول دكتر گل گلاب : « داروهاى شيميايى ، به‌تدريج ، جاى داروهاى گياهى را گرفته زيرا تجارت گياهان دارويى مقرون به صرفه نيست و سرمايه‌ها از اين راه سودى نخواهند آورد » . عجيب آنكه در همان نخستين صفحه كتاب فارماكولوژى پزشكى گيتى آمده است : « در سال‌هاى اخير ، به علت بسط شديد داروهاى اختصاصى تهيه شده در كارخانه‌ها ( و مخصوصا داروهاى شيميايى ) كه ديگر احتياج به دستكارى به توسط داروساز ندارد و در نتيجهء نقصان احتياج به