كه بود و بيمارى هم تقريبا همان است كه بوده [ است ] منتها اسم آن و مفهوم آن براى پزشكان با مكتبهاى مختلف و در زمانهاى مختلف تغيير كرده و خواهد كرد ، يعنى به عبارت ديگر ، اين طبّ ما است كه تغيير مىكند نه اصول بيمارىها و چون تمام داروهاى مذكور در كتب قديمى طب ايرانى و يونانى از جنبه طرز استعمال و موارد استعمال با همان مكتبهاى قديمى وفق مىداده حالا با مكتب جديد قابل فهم نبوده و نمىتوان آنها را به موقع استعمال نمود ؛ ولى اگر خواص فارماكوديناميك داروها كاملا مورد رسيدگى قرار گرفته و ساختمان مواد طبيعى كه سابقه مصرف درمانى داشت معين شود ، ديگر راه براى استعمال آنها كاملا باز خواهد بود » .
ملاحظه مىفرماييد كه اين مقاله سيزده سال پيش چاپ شده و پس از آن هم در طول اين مدت نسبتا طولانى ، براى اصلاح اوضاع پزشكى و داروسازى بهطور مداوم كوشش شده است ولى متأسفانه كوچكترين نتيجه مفيد و مثبتى از اين نوشتهها عايد نشده است تصور نفرماييد كه تنها كشور ما اين چنين است ، كليه كشورهاى متمدن مغربزمين نيز همين حال را دارند ، زيرا طبق اسناد و مدارك مثبت و غير قابل انكارى كه در دست است ، از بيست سال پيش تا كنون ، صدها مقاله در مطبوعات پزشكى و داروسازى آمريكا و اروپا ، براى هشدار دادن به پزشكان جهان دربارهء خطرات داروهاى جديد ، چاپ و منتشر و دهها سمپوزيوم و كنگرههاى بين المللى منعقد شده است ، ولى همه بىنتيجه بوده است ، تا آنجا كه در كنفرانس ژنو اظهار شد كه حتى مقامات سازمان ملل متحد هم از عهده اصلاح امور پزشكى و داروسازى برنمىآيند .
آنچه براى نگارنده اين سطور پس از مطالعات بسيار و بررسىهاى دقيق ، مسلم شده اين است كه علت مؤثر نبودن نوشتهها و عدم موفقيتها تاكنون اين
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 352
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٣٥٢