بوده است كه هيچكس از راهش وارد نشده است . زيرا اساس امور پزشكى و درمان بيمارىها مطلقا در قبضه اختيار لابراتوارهاى بزرگ داروسازى جهان است و آنان نيز نه براى كنفرانسهاى بين المللى و نه براى اين قبيل نوشتهها تره هم خورد نمىكنند و مانند آن مگسى كه روى شاخ گاو نشسته بود و به گاو مىگفت اصلا من وزن تو را حس هم نمىكنم چه رسد به اين كه خسته شوم ؛ على التحقيق واكنش لابراتوارهاى داروسازى جهان نيز در برابر اين هشدارها نظير همين داستان است . بنابراين ، هرگونه تلاش و كوشش و حرصوجوش خوردن و گريبان چاك كردن در اين زمينه بهمنزله آهن سرد كوفتن است .
تنها راه نجات و رهايى از اين بنبست عجيب ، يعنى ، حل معماى دارو ، كه به راستى از شكستن طلسم جادو هم مشكلتر است ، اين است كه هرچه زودتر و بدون كمترين درنگ ، هر تصميمى كه در سازمانها گرفته مىشود ، علاوه بر شرايط و مصالح خاص همان سازمان بايد متضمن هماهنگى و تطبيق آن با عمليات دستگاههايى باشد كه هدف مشترك يا مشابه دارند و براى اين منظور بايد فواصل موجود و موانعى كه در راه ارتباط مستمر ميان سازمانها وجود داشته باشد برداشته شود و توجه و اشتياق مسئولان آنها بر نتيجه نهايى و حاصل كار دستهجمعى متمركز شود . نتيجه مستقيمى كه از اين دستور عمل در مورد دانشگاه مىتوانيم بگيريم اين است كه دانشگاه در مجموعه خود ، حكم بدن انسان را دارد و دانشكدهها اعضاى اين بدن هستند . همانطور كه اگر هماهنگى بين اعضاى مختلف بدن وجود نداشته باشد ، كار مجموعه ، يعنى ، بدن انسان مختل مىشود ، همچنان اگر بين دانشكدهها هماهنگى موجود نباشد دانشگاه به هدف واقعى خود نمىرسد . بنابراين ، براى حل مسئله دارو بايد بين دو دانشكده پزشكى و داروسازى كه هدف مشترك و مشابه ( براى درمان بيمارىها ) دارند هماهنگى لازم برقرار شود ، هماهنگى كه نه تنها در
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 353
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٣٥٣