اول بايد بدانيد كه گوش اشخاص از خرافات علمى پر است . بيماران مايلند كه دواهاى شما گياهى باشد ! ايرانى باشد ! . . . به عقيده ما اگر سروكار شما با اشخاصى فهميده يعنى اغلب مردم بود به آنان نصيحتهاى لازم را بدهيد و گوشزد نماييد كه عقايدشان متعلق به زمانى است كه مردم خرسوارى مىكردند و لهذا در ايامى كه الكتريسيته و نيروى اتم حكمفرما است و از ميكروگرم دارو صحبت است ، خروار علف چاره هيچ دردى را نمىكند و لهذا از كاروان عقايد خيلى دور افتاده و عقباند و گياه و دواى ايرانى عقايد سخيفى است كه در ترازوى علوم امروز هيچ وزنى ندارد .
من خدا را گواه مىگيرم كه منظورم از اين نوشته ابدا و مطلقا خردهگيرى و انتقاد و يا دفاع از اين عقيده نيست بلكه تنها منظورم توجه به يك بحث اصولى است و آن اينكه اگر سخن اين استاد درست است و گياهان دارويى متعلق به زمانى بوده است كه مردم خرسوارى مىكرده و از كاروان تمدن فرهنگها عقب بودهاند و گياه ايرانى عقايد سخيفى است كه در ترازوى علوم امروز هيچ وزنى ندارد ، پس تدريس گياهان دارويى در دانشكده داروسازى و هدر دادن بودجه گزافى همهساله براى تدريس اين رشته علمى و اتلاف چندين سال اوقات گرانبهاى دانشجويان و تأليف دو جلد كتاب گياهان دارويى ايران ، مشتمل بر 1898 صفحه ، مخصوصا تأكيد بليغ مؤلف اين كتاب به اينكه بايد گياهان دارويى را همگان بشناسند و از آنها استفاده كنند چه صيغهاى است و اين تناقضگويى عجيب و اين يك بام و دو هوا آن هم در دانشگاهى كه مرجعيت و مركزيت علمى دارد و در دو دانشكده ديواربهديوار يكديگر چه معنى دارد ؟ و كدام مقام دلسوز و صلاحيتدارى براى خاتمه دادن به اين هرجومرج و ايجاد هماهنگى و وحدت نظر بين همه استادان دانشگاه به نفع ملت و مملكت ، مسئوليت مستقيم دارد ؟
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٣٤٠