در ثانى ، اگر منظور از عبارت « خروار علف چاره هيچ دردى را نمىكند » تخطئه كردن طب گياهى و باطل شمردن خواص گياهان دارويى است ، چرا همين گياهان دارويى با برنامه وسيع در دانشكده داروسازى تدريس مىشود و استادى مانند دكتر حسين گل گلاب ، مدت 50 سال تمام عمر خود را صرف تدريس اين رشته كرده است و اگر طب گياهى و گياهان دارويى در زمانى و دورانى معمول بود كه مردم خرسوارى مىكردند ، آيا چند صد ميليون مردم چين ، هندوستان و پاكستان كنونى هم كه قسمت اعظم درمان بيمارىهاى خود را در مطب پزشكان و درمانگاهها و بيمارستانها به وسيلهء گياهان دارويى انجام مىدهند و در دانشكدههاى پزشكى و داروسازى به تدريس اين رشته اشتغال دارند خرسوارى مىكنند ؟ گرفتيم كه مردم چين و هندوستان و پاكستان هم مانند ايران بنا به نوشته شما از كاروان عقايد خيلى دور افتاده و عقباند ، آيا مردم اروپاى امروز نيز كه دنبال طب گياهى قرنهاى پيش را علىرغم وسعت روزافزون داروهاى اختصاصى و سنتتيك هنوز رها نكردهاند عقب ماندهاند ؟ آيا دهها استاد نظير پروفسور پارتوريه و پروفسور شابرول در پاريس كه متخصص و استاد در بيمارىهاى كبد و كيسه صفرا هستند و درمان بيماران را بر اساس گياهان دارويى انجام مىدهند و نيز استادان دانشكدههاى داروسازى در كشورهاى اروپا كه به مراتب بيش از ايران به مطالعه در گياهان دارويى مىپردازند همه عقبمانده هستند ؟
براى اينكه معلوم شود نگارنده سطور بدون دليل و مدرك چيزى نمىنويسد قسمتى از سخنرانى دكتر عباس نفيسى ، استاد دانشگاه ، را كه در جشن هزاره ابن سينا ايراد كرده است ، نقل مىكنم :
كاسنى در همه جاى ايران فراوان است و گلهاى آبىرنگ و زيباى آن را همه مىشناسند و همه مىدانيم كه خوردن شيره برگ كاسنى مخصوصا در فصل بهار ، در خانوادههاى ايرانى تا چه اندازه متداول است .
مطالعات جديد پروفسور شابرول و شاگردانش نشان مىدهد كه اگر
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٣٤٢