دربارهء خاصيت اسيد گاليك ، باز در همان كتاب صفحه 3605 آمده است :
( اسيد گاليك را از داخل به عنوان قابض و هموستاتيك به كار مىبرند ، از خارج به عنوان ضد عفونى و قابض در پمادها و محلولها تجويز مىنمايند ) .
با اين اسناد و مدارك غير قابل انكار ، به خوبى ، ثابت و آشكار مىشود كه پوست بيد نه تنها ، زخم معده ، خونريزى و كمخونى توليد نمىكند بلكه براى معالجه التهاب معده و وقفه ترشحات غدد مخاطى و در نتيجه درمان زخم معده نيز مؤثر است و بهعلاوه ، در بافتهايى كه خونروى دارد خون را بند مىآورد ( در كتاب تحفه ، خاكستر چوب بيد را براى درمان خونروى سودمند مىداند ) و علاوه بر اينها ، بر خلاف تركيبات ساليسيله كه هم كموبيش مسموميت ايجاد مىكنند ( آسپيرين توليد اسيدوز و ساليسيلات دوسود اسيدوستوز توليد مىكند ) خود پوست بيد ترياق سموم مختلف است ( در كتاب تحفه ، بيد را نه تنها براى رفع اثر ادويه سمّى بلكه براى عقربزدگى نيز مفيد مىداند ) و نيز پوست بيد مقوى ( تقويتكننده ) معده و وضعيت عمومى بدن است ، درحالىكه ، آسپيرين مضعف ( ضعيفكننده ) است . دايرة المعارف علوم پزشكى را در جلد 86 ، صفحه 84 صريحا قيد كرده است كه پوست بيد اشتهاآور و مقوى بدن است و از اين لحاظ به پوست كنكينا شباهت دارد .
از آنچه ذكر شد ، چنين استنباط مىشود كه تانن و اسيد گاليك دو جسمى هستند كه به عنوان مصلح براى جلوگيرى از اثر تحريكى مواد ساليسيله در پوست بيد ، خلق شدهاند و به خوبى ، از عهده انجام وظايفى كه به آنها محول شده است ، برمىآيند .
نكته جالب اينكه اين اجسام مصلح به هيچ وجه ، به مصلح ديگرى احتياج ندارند درحالىكه چنانكه قبلا گفتيم در صنايع داروسازى ، جسمى را كه به عنوان مصلح و براى رفع ضرر يك دارو به آن اضافه مىكنند ، خود اين جسم ،
مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: سيد جلال مصطفوى كاشانى
ص٣٣٥