تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار دكتر سيد جلال مصطفوى كاشانى ( فارسى ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
حقيقت‌اند و ازاين‌رو ، به‌جا است كه ببينيم حقيقت را چگونه و كجا و تا چه اندازه مىتوان شناخت . اين همه مقدمه طول و تفصيل و زمينه‌سازى براى اين است كه هرچه فكر مىكنم مىبينم به اين سهولت و سادگى نمىتوانم حقايقى را كه متكى به منطق عقل و دلايل علمى غير قابل انكار و مستند به مداركى روشن‌تر از آفتاب است بيان كنم ، زيرا مىبينم همان پيش‌داورىهاى باطل كه بر اثر تبليغات سراپا دروغ مانند علف‌هاى هرز در اذهان عمومى رخنه كرده و در تاروپود وجود مردم ريشه دوانيده است ، هم‌چون سد اسكندر مانع درك حقيقت است . شما را به خدا ، به من بگوييد چگونه و با چه نيرويى مىتوانم ثابت كنم كه آن سكه‌هاى قلبى كه در دست شما است و آن‌ها را به تصور اينكه طلاى ناب است به جان خود چسبانده‌ايد و يك لحظه از خود دور نمىكنيد ، از مس هم بىارزش‌تر است و آن سكه‌هاى طلاى حقيقى را كه همسنگ با جواهرات قيمتى است به تصور اين كه بىارزش است دور ريخته‌ايد . اگر حاضر به شنيدن حقيقت هستيد ، پس مىگويم كه آسپيرين و ساليسيلات همان سكه‌هاى قلبى هستند كه نه تنها ارزش مس را ندارند بلكه قاتل جان شما هم به شمار مىروند ؛ در حالى كه پوست بيد در حكم آن جواهر گران‌بهايى است كه به هيچ وجه ، نمىتوان روى آن قيمت گذاشت ، ولى شما آن را از بىخبرى و بىاطلاعى دور انداخته‌ايد و ارزشى براى آن قايل نيستيد . مسئله اين است كه بين دو دارو كه منفعتشان از لحاظ درمان بيمارىها يكسان باشد ولى يكى از آن‌ها سمّ و عوارض جانبى زيان‌بخش دارد و ديگرى بىضرر است ، كدام را بايد انتخاب كرد ؟ مسلّما ، آن را كه بىضرر است بايد انتخاب كرد . حال ، سود و زيان آسپيرين ، ساليسيلات دوسود را با سود و زيان پوست بيد مىسنجيم تا ببينيم كدام‌يك براى درمان سزاوارترند .