گرفته شده و ريشهء آن
Sarks
به معنى گوشت است . كلمه ساركوم در سال 1762 ميلادى داخل طب اروپا شد .
جالينوس در كتاب مفصّلى كه راجع به تومورها نوشته ، آنها را بهطور كلى به سه دسته تقسيم كرده است :
1 . تومورهايى كه مرضى نبوده بلكه طبيعى هستند و آنها عبارتاند از رشد فوقالعاده زياد بعضى از اعضاى بدن در زمانهاى معين و مخصوص ، مثل رشد رحم و پستان در زن هنگام حاملگى .
2 . آنهايى كه خارج از طبيعت بدن نيستند ولى طبيعى هم نيستند .
كليهء ورمهاى اعضا در بيمارىهاى گوناگون از اين قبيلاند مثل ورم كليه ، ورم كبد ، ورم طحال و . . .
3 . آنهايى كه بر خلاف طبيعت بدن هستند و انواع تومورها را به وجود مىآورند مثل سرطان ، سقيروس « 1 » ، زگيل ، ميخچه و . . .
هنوز هم اين طبقهبندى كلى به قوت خود باقى است : اولى را پوس دو كروسان « 2 » و دومى را هيپرپلاسى « 3 » گويند و سومى نيز همان تومورها از قبيل سرطان و . . . هستند .
تشخيص سرطان
امروزه در كتابهاى پزشكى ، تشخيص هر بيمارى را اصولا به دو طريق تعيين مىكنند : يكى با ذكر علامتهاى خاص هر بيمارى و ديگرى با تشخيص افتراقى كه در اين مبحث ، اختلاف بين بيمارى مزبور و بيمارىهاى مشابه شرح داده مىشود . اين طرز تشخيص ، يادگار طب قديم ايران و يونان است كه به علّت اهميت آن هنوز به قوت خود باقى مانده و تغيير نكرده است .
هامش
( 1 ) .Squirrhe( 2 ) .Pousseee de croissance( 3 ) .Hyperplasie