معماى سرطان ، صفحهء 168 با عنوان « مواد شيميايى مولد سرطان » چنين مىنويسد :
از قديم الايام ، مردم انگلستان را عادت بر اين جارى بود كه روزهاى مرطوب و سرد زمستان را در كنار آتش ملايم و دلچسب بخارىهاى ديوارى كه با كندههاى جنگلى برافروخته مىشوند لميده و به كارهاى روزانه بپردازند .
لطف و زيبايى اين كانونهاى ملتهب در طى قرون متمادى شهرت جهانى به خود گرفته و كمكم اين عادت كهنسال جزء سنن و عادات انگليسىها قرار گرفت ولى چون دود غليظ درون دودكشها را فرامىگرفت هرچند يكبار مجبور بودند بچههاى 10 - 12 ساله را بدون آنها فرستاده و دودكشها را پاك نمايند . به تجربه ديده شده بود كه اين اطفال در سنين 20 - 25 سالگى در ناحيهء پوست بيضه ، مبتلا به زخم دهشتناكى گرديده كه بر اثر بسط و توسعهء آن ، ضعف و كمخونى مفرط ايجاد شده و مبتلايان پس از اندك مدتى زندگى را بدرود مىگفتند .
در سال 1775 براى نخستينبار ، پوت « 1 » متوجه عارضهء سرطانى اين زخمها گرديد و ازاينرو بخش جديدى به نام « سرطانهاى حرفهاى » در تاريخ پزشكى آغاز گرديد .
در حال حاضر اينگونه بخارىهاى ديوارى كمتر در كشور انگلستان ديده مىشود ولى در همان روزها ، مبحث سرطانهاى حرفهاى بر اثر تحقيق و تفحص علما بسط و توسعه فوق العاده پيدا نمود بهطورى كه امروز يكى از مباحث مهم سرطانها را تشكيل مىدهد . علت را مىتوان چنين توجيه كرد كه بر اثر اصطكاك طولانى و ممتد بدن با البسهء آلوده به دوده ، غدد چربى پوست بهتدريج مواد نامبرده را جذب نموده و مخصوصا در نقاطى كه اصطكاك شديدتر باشد زودتر عارضه سرطان پديدار مىشود .
هامش
( 1 ) .Pott