دكّاننشين مىباشد
خواب ساكنين افاق بارده و شماليّه بهتر و مدّتش طويلتر از خواب بوميهاى نواحى حارّه و بين انقلابيست چه اينها شبهاشان سنكين و خستكى مىآورد و علاوه بر خواب ليلى ناكزير در خواب انضمامى نهارى كه قيلوله باشد مىباشند
طرف عصر كه شب بر سر دست ايد كلّيّة در نهايت ضرورت احتياج بخواب پيدا شود و موافق حفظ صحّت صحيح شايسته انست كه چون روز را باخر رسانيدند برختخواب وارد كردند و چنان كه در افواه عوام افتاده كه خواب روز و شب بلا تفاوتست صحيح نيست چه انسان هم بايد با ساير اجزاء عالم بخواب رود و سكون خود را در چنين سكوت عالمكير و ظلمت عميق و استراحت عمومى كه در مدّت شب عالم را فرو كرفته تجسّس نمايد و همچنين بايد با تمام اجزاى عالم در ان ساعت خنك فرحانگيز بين الطّلوعين از خواب برخيزد چه در آن ساعت است كه حيات احاطه بر خلايق مىنمايد و چنين هواى صاف و سالم صباحى دماغ را خنك و كدورت خيالات را زايل و خون را جان مىدهد و بالعكس خواب صبح سر را سنكين و اعصاب را ضعيف و بدن و نفس ناطقه را كاهل و تنبل مىنمايد
باب هفتم در حفظ صحّت اسنان مختلفه
حيات انسان را به دو هنكام بسيار متمايزى مىتوان منقسم نمود درون رحمى يا جنينى و بيرون رحمى و هريك از ان دو خود به چندين سنّ يا زمان منقسم مىگردند