جلد بدين اندازه غير كافى و اكرچه صورت و گردن و دستها كه بيشتر در معرض كثافات و زودتر چرك مىشوند اين تغسيلات مكرّره را لازم دارند اما تتمّه بدن هم با اينكه بوساطت لباس از كثافات خارجى محفوظ است كمتر از انها احتياج بتطهير و تغسيل مكرّره ندارد پس استحمامات هم مانند تغسيلات صباحى و بعبارة اخرى غسل هم مانند وضو وجودش ناكزير مىباشد
در قديم الايّام استحمام معمولتر و مكرّرتر از اين ايام بوده و بلكه مفصّلتر و مطابقهاش با قوانين علميّه زيادتر و متناوبا گرم و سرد بوده و مشت و مال و تمريخات را هم در انضمن معمول مىداشتند لهذا طهارت و نظافت و ملاست جلد تا درجاتى رعايت مىشده كه در اين عصر ابدا نمىشود و اكرچه اعتياد جديد به پيراهن و زيرشلوارى و پارچهء پشمى و تبديلات مكرّره انها كه در قديم هيچ رسم نبوده تا درجهء لزوم استحمامات تفصيلى قدما را مرتفع مىنمايد ليكن در اين اوانهم اهل مشرقزمين اين عقايد صحيحهء ماضيه را از دست نداده و استحمامشان چنان كه در ايران و عثمانى معمولست تقريبا معاين مىباشد با استحمامات قديم رم ولى افسوس كه مسئلهء عمدهء كه پس از چندين هزار سال به براهين عمده محقّق گرديده بواسطهء جزئى سهلانكارى و بعضى بيملاحظهكيها كذشته از اينكه خالى از نفع
حفظ صحت ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: ميرزا علي خان ناصر الحكماء
ص١٥٢