معتدل سحنه باشد اعنى در لحم و شحم متوسط بود و حسن اللّون بود كه دليل اعتدال مزاجست و قوى العنق و واسع الصدر باشد چه اين امر دليل قوت دل و دماغست شرط سوم آنكه باخلاق حسنه متصف باشد غضبناك و بدخلق و بدكردار نباشد شرط چهارم آنكه صالح الثديين بود و صلاح در پستان اينست كه مجتمع بود و متوسط العظم باشد و مسترخى نبود و معتدل در صلابت و لين باشد زيرا كه بودن پستان بدين هيئت دليل اعتدال مزاج اوست شرط پنجم آنكه شير وى معتدل القوام و المقدار بود و سفيد رنگ و شيرين مزه و پاكيزه بوى و متشابه الاجزا و قليل الرغوه باشد و بايد دانست كه رعايت اين شرط آخر در اختيار كردن مرضعه اهمترين مهمامست زيرا كه غذاى طفل شيرست پس احتياط در وى واجب باشد و هرگاه اين شرط يافته نشود اگرچه ديگر شرائط موجود باشند شير آن مرضعه اختيار نبايد كرد و اگر شرط پنجم موجود باشد و ديگر شروط مذكور در مرضعه يافته نشود آن را اختيار بايد كرد و معلوم باد كه اكثر نساء شابّه صحيحالبدناند كه مزاج ثدى آنها ضعيف باشد يا ردى بدان سبب شير فاسد متولد شود و بسا ضعيفه غير شابّهاند كه مزاج ثدى آنها بغايت قوى باشد و شير صالح را هفت نشانست يكى آنكه معتدل القوام بود و امتحان وى آنست كه بر ناخن قطره نهند اگر سيلان كند رقيقست و اگر ثابت ماند غليظست و اگر مائل بسيلان شده متوقف ماند معتدلست و ظاهرست كه اعتدال قوام دليل كمال نضج و تعادل جنبيت و مائيتست دوم آنكه معتدل المقدار بود زيرا كه افراط قلت دليل پيس مزاج و افراط كثرت دليل زيادتى رطوبت و فرط رطوبت باعث شرعت قبول عفونت و فسادست پس متوسط بينهما مستحسن باشد سوم آنكه سفيد رنگ بود چه سفيدى دليلست بر كمال احالهء ثدى و هر رنگ كه غير بياضست ردى باشد و رنگ كمد دليل برود سوداويتست و احمر دليل عجز قوت ثدىست اعنى قادر نيست بر آنكه خون را سفيد كند و مراد از احمر سفيد مائل بسرخىست اگر قوت ثدى در غايت عجز بود خون سرخ بجاى شير مىآيد چنان كه در بعضى مردان در انزال بجاى منى خون آيد و چنان كه خون در انثيين منى مىشود همچنين خون طمثى در ثدى شير مىشود چهارم آنكه طيب الرائحه بود چه حامض الرائحه و كريه الرائحه و عفص الرائحه ردىست پنجم آنكه حلو الطعم بود بهر آنكه دليل جودت دم و عدم استيلاى خلط ديگر باشد و شير
علم الأبدان ( فارسى ) — صفحة 138
مساهمون: واجد على خان
ص١٣٨