ترشى آن از برودت و ناخوشى طعم از عفونت
قوام نفث
رقت آن نشان خامى ماده باشد و اگر از غلظت شديد ميل برقت كرده كه سهل الخروج شده نشان نضج باشد و اعتدال در غلظت و رقت دليل نضج تام باشد
شكل نفث
استدارت نفث دليل غلظت ماده است و دليلست بر آنكه در قصبه و شش حرارت عظيمست و بقراط گفته كه هرگاه نفث باستدارت گرايد يعنى كروى الشكل مثل برد يعنى ژاله برآيد و قدرى از علامات اختلاط عقل به آن يار بود زودتر اختلاط عقل پديد آيد
برآمدن نفث به آسانى يا بدشوارى
هرگاه در نزله و ذات الريه و ذات الجنب نفث زود پديد آيد و آسانتر برآيد نشان سلامتى و قوت طبع و زود دفع شدن مرض باشد و ديرى و دشوارى آن در خروج نشان خامى و ضعيفى قوت و درازى مرض باشد
فائده نفث
محمود آنست كه سفيد و هموار و پخته و معتدل القوام باشد و هيچ بوى ندارد و به آسانى برآيد بىسعال شديد و از ابتداى مرض بعيد العهد نبود
نفث مذموم
آنكه خام و رقيق و ناهموار بود و بسعال شديد برآيد و رنگ آن سياه يا كبود يا زرد باشد و بوى ناخوش دارد
باب چهاردهم در تدبير ماكول و مشروب و رياضت و دلك و استحمام
واضح باد كه عمدهترين تدابير در حفظ صحت دو امرست يكى آنكه احتياط دارند كه عفونت در اخلاط راه نيابد دوم آنكه
احتياط دارند كه رطوبات بدن زائد از مجراى طبعى بتحليل نرود و حصول اين دو امر ركن الصحت موقوف بر تعديل اسباب ستّه ضروريست و از جمله اسباب ستّه ضروريه احتياط در ماكول و مشروب ضرورتر پس اول تعديل غذا واجبست كه نه زياده از مقدار خورد نه كم از ان چه زيادتى مقدار باعث تخمه و عفونت و ديگر مفاسدست و تقليل زيادهتر موجب ضعف و ذبول مىگردد علىالخصوص در مردم قليل اللحم و يابس مزاجان و حد اعتدال آنست كه بعد خوردن غذا ثقل واقع نشود و سراشيف نكشد و قراقر نيارد و بعد انحدار غذا بقعر معده طعم غذا در جشا اعنى آروغ نيابد و نفس تنگى نكند بلكه قوت و فرحت بيفزايد و اين امور آنوقت حاصل شود كه در خوردن غذا متابعت اشتها نكند اعنى چون قدرى از اشتها باقى ماند دست از طعام باز كشند كه بعد ساعتى