تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خزائن الملوك ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
مانند فرفيون و زرنيخ

محكك

به ضم اول خارش‌آرنده مانند انجره و كبيكج

محلل

به ضم اول تحليل‌كنندهء رياح مانند جند و تحليل‌كنندهء صلابت ورم چون گل بابونه و نحو آن و محللات جمع آن

محمر

به ضم اول سرخ‌كنندهء جلد مانند فوتنج و انجير و خردل

مخدر

به ضم اول و فتح خاى معجمه و تشديد دال مهملهء مكسور بىحس‌كنندهء اندام مانند افيون و بيخ لفاح و مخدرات جمع آن

مخلخله

چون دهن خروع و دهن بابونه و دهن فجل

مخشن

به ضم اول درشت‌كنندهء جلد مانند اكليل الملك و خردل

مدر

به ضم اول و كسر دال مهمله و تشديد راى مهمله ادراركنندهء بول و طمث و شير مانند انيسون و باديان و پرسياوشان و تخم كرفس و روناس و نحو آن و مدرات جمع آن

مدمل

به ضم اول و فتح دال مهمله و ميم ثانى مشدد مكسور باندمال‌آرنده و چاق‌كنندهء جروح و قروح مانند صبر و دم الاخوين و امثال آن و مدملات جمع آن

مرخى

به ضم اول سست‌كننده و نرم‌سازندهء عضو مانند ضماد شبت و بزركتان و مرخيات جمع آن

مرطب

به ضم اول و طاى مهملهء مشدد مكسور افزايندهء رطوبت و مرطبات جمع آن

مرقق

به ضم اول رقيق‌كنندهء اخلاط غليظه

مزلق

به ضم اول و لام مكسور لغزانندهء فضول و اخلاط مانند آلوى بخارا و العبه و مزلقات جمع آن

مسبت

به ضم اول خواب‌آرنده چون تخم خشخاش و تخم بنگ و نحو آن

مسدد

به ضم اول سده احداث‌كننده

مسكن

به ضم اول و كاف مشدد مكسور ساكن‌كنندهء وجع و حرارت و تشنگى و قى و غثيان و اخلاط و مسكنات جمع آن

مسكر

به ضم اول و كاف مكسور نشه و مستىآرنده مثل بنگ و شراب و نحو آن و مسكرات جمع آن

مسخن

به ضم اول و فتح سين مهمله و خاى معجمهء مشدد مكسور گرم‌كنندهء مزاج و عضو و مسخنات جمع آن

مسمن

به ضم اول و سكون مهمله و ميم دوم مكسور و نون ساكن فربه‌كنندهء بدن و عضو و مسمنات جمع آن

مسهل

به ضم اول اسهال‌كنندهء اخلاط فاسده و فضول و مسهلات جمع آن

مشهى

به ضم اول اشتهاآرندهء طعام

مصلح

به ضم اول و سكون صاد مهمله اصلاح‌كنندهء دواى ديگر و ماكول و مشروب

مصلب

به ضم اول و فتح صاد مهمله صلب و سخت‌گردانندهء جوهر عضو و مصلبات جمع آن

مطفى

به ضم اول و فتح طاى مهمله نشانندهء ثوران و حدت اخلاط و مطفيات جمع آن

معرق

به ضم اول و فتح عين مهمله عرق‌آرنده و معرقات جمع آن

معطس

به ضم اول و سين مهمله در آخر عطسه‌آرنده و معطسات جمع آن

معطش

به ضم اول و شين معجمه در آخر تشنگىآرنده و معطشات جمع آن

معفن

به ضم اول بدبوگرداننده مانند زرنيخ و معفنات جمع آن

مغرى

به ضم اول و فتح غين معجمه و راى مهملهء مشددهء مكسوره چسپنده بمنافذ و فوهات منافذ و مغريات جمع آن

مغلظ

به ضم اول غليظكنندهء رطوبات و اخلاط و مغلظات جمع آن

مفتت

بضم اول و تاى فوقانى