فصل دوم در حفظ چشم
بدانكه حافظ صحت چشم بايد كه از امتلاء و ادخال طعام ، و طعامهاى غليظ متبخر مثل هريسه و كلّه و عدس و پياز و سير و گندنا و بادنجان و باقلى و بسيارى خواب و بيدارى و كثرت جماع و حركت در دود و غبار و افراط مطالعهء خطهاى خفى و نظر كردن بر چيزهاى براق و روشنيها و سفيديها سيّما نگاه كردن به اشياء برّاقه كه آفتاب بر او تابيده باشد و بر پشت خوابيدن احتراز و اجتناب فرمايند « 1 » و مداومت بر مقويات باصره نمايند مثل هليلهء پروردهء پاكيزه يا « 2 » گشنيز خشك و اطريفل گشنيزى و خوردن شلغم و كشيدن سرمهسنگ اصفهانى با مرواريد و روح توتيا كه در تقويت و حفظ چشم بىنظير است .
اما تدبير حفظ چشم از ضرر سرما و برف آن است كه لباس او سياه باشد و در زير چشم دستمال سياهى ببندد « 3 » كه اكثر اوقات بر او نگاه كند و اگر نقاب كه از دم « 4 » اسب سياه مىبافند و مانع ديدن ماوراء نيست با خود داشته باشد ، در طى مسافت در برف بر رو بكشد البته به چشم هيچ ضررى نمىرسد و بستن عينك سبز و آبى به جهت حفظ چشم از برف و سرما خوب است و سرمهسنگ به چشم كشيدن نيز مانع ضرر برف است و اگر سرما در چشم تأثير نموده باشد و سوزش و آبريزش حادث شده باشد ، بايد كاه گندم را بجوشاند و سر و چشم را به بخار آن بدارند كه به اصلاح آيد يا اينكه مرزنجوش و بابونه [ و ] قهوهء بو داده طبخ داده ، چشم را به بخار اينها دهد و اگر سنگى را به آتش گرم نمايد و در سركه انداخته سر را به بخار آن دهد ، نافع
هامش
( 1 ) . ب : نمايند
( 2 ) . ب : با
( 3 ) . ب : بندد
( 4 ) . ب : + موى