مباشرت امردان « 1 » ، محتاج به سوى حركات عنيفهء متعبهء زايد از قدر لايق است تا استفراغ منى حاصل گردد و زيادتى حركت ، موجب حرارت و « 2 » تسخين بدن و تحليل و استفراغ « 3 » روح و زيادتى ضعف است .
و ديگر به سبب « 4 » توجه نفس و شوق آن به لذت اين عمل ، مواد منوى زايد از قدر معتدل نسبت به اين « 5 » وقاع به نسوان حركت مىكند و به واسطهء نبودن جذب رحم در اطراف حالبه و بيضتين و مجارى ، محتبس مىماند كه موجب امراض چند مىشود ، از جملهء آنها مرض سوزاك است كه ذكر آنها در اين رساله « 6 » مناسب نيست .
بالجمله بعد از اينكه ملاحظهء اين تفصيلات بشود ، معلوم خواهد شد كه مباشرت با نسوان رجحان دارد و همچنين « 7 » لواطهء با زنان نمودن ، زيرا كه به تجربه يافتهاند كه اولاد چنين شخص مبتلا به علت معروف خواهد شد زيرا كه پارهاى حكايات و اخبارات طبيه بر اثبات اين مطلب در اين باب است كه ذكر آنها در اين رساله موجب طول است .
و ديگر جماع با زن عقيم زيرا كه رحم او خالى از مرض و خللى نيست به دليل عدم توالد و تناسل .
الحاصل جماع با محبوب مرغوب با كمال شوق و رغبت با وجود كثرت استفراغ منى باعث فرح و سرور و قلت ضعف است به جهت اينكه طبيعت به سبب كمال ميل و رغبتى كه دارد از لذت آن خوشحال و كمال انبساط را دارد « 8 » و توليد منى را زياده مىنمايد و آنچه معين بر جماع است ديدن هيأت مجامعت و نظر بر تسافد حيوانات و
هامش
( 1 ) . ب : در اين
( 2 ) . الف : - حرارت و
( 3 ) . ب : - و استفراغ
( 4 ) . ب : جهت
( 5 ) . الف : - قدر معتدل نسبت به اين
( 6 ) . ب : جا
( 7 ) . ب : هم
( 8 ) . الف : از لذت آن خوش است