و چون كسى افراط نمايد در جماع و بدين سبب ضعفى در بدن او به هم رسد واجب و لازم است تدارك آن به استعمال مفرّحات و مقوّيات و ادويهء باهيه و مولّدهء خون متين صاف و مولّد ارواح و حافظ قوا « 1 » مانند آنكه بعد از جماع اندك موميايى محلول به روغن بادام در قدر مضاعف و يا حب آن و يا حب جدوار و حب ذهب مفرّح و معجون عنبر موميايى و ياقوتيات و لبوبات و معاجين باهيه به دستورالعمل طبيب حاذق هريك را مصلحت بداند كه مناسب مزاج آن باشد ، تناول نمايد و خوردن معجون حلتيث و جوارش جالينوس و شير گاو تازه دوشيده و نقوع آب نخود با قدرى از عسل و يا قند معين بر تقويت باه است و خوردن آبگوشت و كباب بره و زردهء تخممرغ نيمبرشت و طرف عصر شرب به قدر پنجاه مثقال شراب ريحانى تدارك و جبر كسورات ضعف را مىنمايد .
[ افرادى كه اجتناب از جماع با آنها واجب است ]
و بر حافظين صحت واجب و لازم است كه بدانند كه اجتناب از جماع با چند كس واجب و لازم است :
اول : از « 2 » زنان حايض به علت قذارت مكان و نفور نفس از او .
دوم : زن قليل السّن از نه « 3 » و ده سال كمتر كه نرسيده است هنوز به حد زنيّت كه آن « 4 » عبارت است به رسيدن زن به حد چهارده يا پانزده سال با « 5 » قوّت مزاج و فربهى ؛ زيرا كه نيست شهوت در او و كم است « 6 » حرارت در رحم او و نبودن ميل و رغبت ايشان به جماع به سبب كثرت اضطراب و تشويش .
هامش
( 1 ) . ب : + و
( 2 ) . ب : - از
( 3 ) . ب : + سال
( 4 ) . ب : به حد بنت كه
( 5 ) . ب : يا
( 6 ) . ب : كميت