سوم : جماع « 1 » با عجوزه به سبب قلت التذاذ و كثرت فضول رطبه و توسعه و برودت مكان و شدت حرص و كمال قوّت انجذاب رحم ايشان ، منى را .
چهارم : مباشرت با زن بكر به سبب اضطراب و سيلان خون بكارت و تنفر نفس از او و احتياج به زيادتى حركت و توجه طبيعت كه همه اينها موجب ضعف شهوت و قوا و ارواح است . اگرچه مىدانم كه اين قول مطبوع طباع نخواهد افتاد بلكه اكثر خلق حمل بر بىسليقگى اطباء خواهند نمود كما قال الشيخ : شعر
و إيّاك إيّاك العجوز و وطئها * فما هى إلّا مثل سمّ الأراقم
و لا تلك فى وطى الكواعب مسرفا * فإسرافه فى العمر أقوى الهوادم
پنجم : زنى كه « 2 » بعيد العهد از جماع باشد زيرا فضول محتبسهء متعفنهء فاسده در رحم او بسيار است .
ششم : از مريضه به سبب تنفر نفس و عدم سلامتى مزاج او و استشمام رايحهء بد و قذارت مكان .
هفتم : از قبيح المنظر بد هيأت بدقواره به سبب استكراه نفس و عدم ميل و رغبت « 3 » به سوى او .
و ديگر بايد دانست از جمله جماعى كه لازم است اجتناب از آن ، مباشرت با امردان است قطعنظر از حكم الهى كه ممنوع است شرعا و صاحب آن مستحق رجم و قتل است ، به حسب قواعد طبى و عقلى هم ممنوع است . استحسانى كه پارهاى اطبا بىتحقيق در اين باب ملاحظه نمودهاند آن است كه در مباشرت با امردان استفراغ منى كمتر است بالنسبه به جماع زنان به جهت نبودن معاونت جذب رحم منى را در اينها و لكن ملاحظهء ضرر ديگر را نكردهاند كه اعظم از اين است و آن ، اين است كه در
هامش
( 1 ) . ب : - جماع
( 2 ) . ب : آنكه
( 3 ) . ب : ترغيب